به خداى مردم پناه مىبرم از هر كس كه به بدى دربارهء ما به نكوهش
برخيزد .
يا بيهوده پافشارى نمايد
و از دشمنى كه كينهء خود را پنهان داشته و در عيبجوئى ما بكوشد
و از آن كس كه چيزى به دين بيافزايد كه ما نخواسته ايم
سوگند به كوه ثور و به كسى كه كوه ثبير را در جاى آن ايستاده داشت
و به كسى كه بر كوه حرا بالا رفت و از آن فرود آمد
و سوگند به خانه اى كه در دل مكه است - به گونه اى كه شايستهء خانه است -
و سوگند به خدا - كه خدا هرگز غافل نيست -
و به سنگ سياه - آنگاه كه در هر بامداد و شام پيرامون آن را فرا گيرند
سوگند به خانهء خدا شما دروغ گفتيد ، كه ما مكه را رها مىكنيم و كوچ
مىنمائيم ( 1 )
مگر پس از آن كه كار شما را دچار لرزش و اضطراب گردانيم
سوگند به خانهء خدا ، شما دروغ گفتيد كه : « ما كار محمد را به شكست
مىكشانيم .
و در راه پاسدارى از او به نيزه پرانى و تيراندازى نخواهيم پرداخت و او
را به شما خواهيم سپرد « تا آنگاه كه خود در پيرامون او به خاك افتيم و
همسران و فرزندان خود را به فراموشى سپاريم .
و گروهى با جنگ افزارهاى آهنين در برابر شما چنان برخيزند كه گوئى
شتران آبكشاند در زير آبدست دان كه چون در راه باشند آوازى از آنها
برخيزد .
و تا آنگاه كه بنگريم كينه ورزان از ضرب نيزه ، بر روى در افتند
هامش
( 1 ) اين فعل ترجمهء نظعن است كه در الغدير به صورت تضعن چاپ شده و تصحيح آن با مراجعه به تاريخ ابن كثير 3 / 54 انجام گرفت ( م ) .