تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
و مانند شترانى لنگ و بيمار گردند كه با دشوارى به كار بر مىخيزد و ما به خدا سوگند كه اگر آنچه مىبينم رنگ جدى به خود گيرد البته شمشيرهاى ما با پيكر بزرگانشان آشنا خواهد شد و آن هم با دو بازوى جوانى همچون شهاب تيز تك و سرور كه برادر و مورد اعتماد من است و خود دلاورى پشتيبان حقيقت ماه‌ها و روزها و يكسال كامل بر ما گذشت و پس از سال پيش هم سال آينده در پيش است . اين چيست كه گروهى - پدر مباد تو را - از سرورى پا كشيده‌اند كه براى پاسدارى از آنچه بايسته است پيرامون آن را گرفته و از كسانى هم نيست كه كارش به تباهى كشد و آنچه را بر گردن او است به گردن ديگران اندازد . سپيدروئى كه به آبروى او از ابر باران مىخواهند سرپرست كار پدر مردگان است و نگهبان بيوه زنان مستمندان هاشمى به پناه او مىشتابند و در نزد وى در سايهء رحمت و نعمت به سر مىبرند او را گواهى دادگر ، از سوى خويش هست - با ميزانى دادگرانه كه به اندازهء يك جو نيز كم نمىگذارد - راستى را چه بىخردانه است پندارهاى گروهى كه : به جاى پيوند با ما ، بستگى خلفيان و غيطليان ( 1 ) را پذيرفته اند ما از برترين خاندانهاى ريشه دار هاشمى و آل قصى هستم و در نخستين كارهاى سهمناك پيشگام بوده ايم همهء گمنامان بىپروا و پست و بىخرد و تبهكار از سهميان و مخزوميان براى كينه ورزيدن با ما گرد آمده و همداستان شده‌اند .
هامش
( 1 ) غيطله از خاندان مرة بن عبد مناة - برادران مدلج بن مرة - بود كه مادر غيطليان است و فرزند وى را غياطل گفتند و ايشان از تبار سهم بن عمرو بن هصيصاند .