تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
دستور داده است تا دعوت خويش را آشكار سازد : « دستهائى كه تاخت مىآرد و آزارهائى كه از فريادهاى سخت مىبينى تو را از پرداختن به حقى كه براى اظهارش قيام كرده اى مبادا باز دارد زيرا چون تو به يارى ايشان توانگر شوى ( 1 ) دست تو دست من است و در سختىها نيز من جان خود را در پيش جان تو سپر مىگردانم . » ابن هشام گفته : چون ابوطالب بترسيد كه مبادا انبوه تازيان ، او را نيز با گروه وى روانه سازند قصيده اش را كه در آن به حرم مكه و به جايگاه خود در آن پناه جسته بگفت و با بزرگان قبيله اش دوستى نمود و با اين همه ؛ ايشان و هم ديگران را در اين سروده‌ها آگاه ساخت كه هرگز رسول خدا ( ص ) را به دست ايشان نخواهد سپرد و هرگز چيزى در پشتيبانى او فرو گذار نخواهد كرد تا خود پيش از وى در راه او جان سپارد . و اين است كه گويد : اى دو دوست من ! ( 2 ) اين نخستين سرزنشى نيست كه - درست يا نادرست - به گوش من مىخورد و چون ديدم كه در اين گروه ، مهربانى و دوستى نيست و همهء دست افزارها و دست گيره‌ها را بريده‌اند . و آشكارا به كين توزى و گزند رسانى به ما برخاسته اند و فرمان دشمن جدا شونده را برده اند با گروهى هم سوگند شده‌اند كه ما را متهم مىدارند و پشت سر ما از سر خشم ، انگشت به دندان مىگزند . در برابر ايشان دل خويش را به نيزه اى راست شكيبا مىساختم كه چون آن را بكشند سر فرود آرد و هم به شمشيرى بران از مرده ريگ سروران .
هامش
( 1 ) ترجمهء مليت بهم چنين مىشود كه : به يارى ايشان توانگر شدى و شايد بهتر آن باشد كه گزارش بحار 35 / 164 را درست بدانيم كه بليت بهم آورده يعنى به گزند ايشان دچار شوى . ( م ) . ( 2 ) گويا به دو چشم يا دو زانوى خود خطاب مىكند . ( م )
الغدير ( فارسي ) — صفحة 267 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)