دستور داده است تا دعوت خويش را آشكار سازد :
« دستهائى كه تاخت مىآرد و آزارهائى كه از فريادهاى سخت مىبينى
تو را از پرداختن به حقى كه براى اظهارش قيام كرده اى مبادا باز دارد
زيرا چون تو به يارى ايشان توانگر شوى ( 1 ) دست تو دست من است
و در سختىها نيز من جان خود را در پيش جان تو سپر مىگردانم . »
ابن هشام گفته : چون ابوطالب بترسيد كه مبادا انبوه تازيان ، او را نيز با گروه وى روانه سازند قصيده اش را كه در آن به حرم مكه و به جايگاه خود در آن پناه جسته بگفت و با بزرگان قبيله اش دوستى نمود و با اين همه ؛ ايشان و هم ديگران را در اين سرودهها آگاه ساخت كه هرگز رسول خدا ( ص ) را به دست ايشان نخواهد سپرد و هرگز چيزى در پشتيبانى او فرو گذار نخواهد كرد تا خود پيش از وى در راه او جان سپارد . و اين است كه گويد :
اى دو دوست من ! ( 2 ) اين نخستين سرزنشى نيست
كه - درست يا نادرست - به گوش من مىخورد
و چون ديدم كه در اين گروه ، مهربانى و دوستى نيست
و همهء دست افزارها و دست گيرهها را بريدهاند .
و آشكارا به كين توزى و گزند رسانى به ما برخاسته اند
و فرمان دشمن جدا شونده را برده اند
با گروهى هم سوگند شدهاند كه ما را متهم مىدارند
و پشت سر ما از سر خشم ، انگشت به دندان مىگزند .
در برابر ايشان دل خويش را به نيزه اى راست شكيبا مىساختم
كه چون آن را بكشند سر فرود آرد و هم به شمشيرى بران از مرده ريگ
سروران .
هامش
( 1 ) ترجمهء مليت بهم چنين مىشود كه : به يارى ايشان توانگر شدى و شايد بهتر آن باشد كه گزارش بحار 35 / 164 را درست بدانيم كه بليت بهم آورده يعنى به گزند ايشان دچار شوى . ( م ) .
( 2 ) گويا به دو چشم يا دو زانوى خود خطاب مىكند . ( م )