تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
يك روز بامداد ، بادى سخت بر سر ايشان رفت ، همانگاه كه شتر خداوندگار عرش به آب خوردن سرگرم بود تا از زخمى كه آن مرد كبود چشم بر آن زد خشمى از خداوند ، بر ايشان فرود آمد يك روز بامداد ؛ شمشيرى هندى و آبداده ، ماهيچهء كلفت پشت پاشنهء شتر را گزيد . ( 1 ) و شگفتتر از اين در كار شما شگفتىهائى است در چسبيدن آن سنگ به كف دست كسى كه از بدكنشى بر پاى خاست تا به آن شكيباى راستگوى پرهيزگار گزندى رساند و خداوند - بر خلاف ميل آن بىخرد ستمگر - سنگ را كف دست وى نگاهداشت . همان احمقچهء مخزومى شما ( ابوجهل ) كه از گمراهى گمراهان به پرتگاه و بيراهه افتاد و كيش خدا را راست نشمرد . » ديوان ابوطالب ص 13 شرح ابن ابى الحديد 3 / 314 ابن ابى الحديد در شرح خود 3 / 314 مىنويسد : از عبد اللَّه مأمون - كه خداش بيامرزد - چنان معروف شده كه مىگفت به خدا سوگند كه ابوطالب با ساختن اين سرودها اسلام آورده بود : « من ؛ پيامبر - همان پيامبر خداى فرمانروا - را با شمشيرى يارى دادم كه همچون آزرخشها مىدرخشيد مانند پاسدارى دلسوز
هامش
( 1 ) ترجمهء اين بيت پس از اصلاح متن آن با مقابلهء بحار 35 / 119 انجام گرفت و مصرع اول آن : « حساما من الهند ذا رونق » به اين صورت تصحيح شد : « حسام من الهند ذورونق » : ( م )
الغدير ( فارسي ) — صفحة 265 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)