تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
و هم آنچه عرفات آنجا در بردارد و هم مسجد الحرام چگونه بر تو ستم رود با آنكه من هنوز نمرده ام و خود دليرى رزمجوى هستم . و با آن كه هنوز در سنگلاخ مكه ، خونهاى سياهى كه از دريدن شكمها بيرون ريخته باشد به چشم نمىآيد و عموزاده هايت همچون شير بيشه اند كه از خشم بر افروخته شده اند پيشينهء تو را دارم كه در سخن راستگوى هستى و زبان به دروغ نمىآلايى از همانگاه نيز كه كودكى بىموى بودى همواره سخن درست مىگفتى » ابوجهل پسر هشام به نزد رسول خدا ( ص ) آمد و ديد در سجده است ، سنگى در دست داشت و مىخواست آن را به سوى وى پرتاب كند پس چون دست خود را بلند كرد گوئى سنگ به دستش چسبيد و آنچه را مىخواست نتوانست به جاى آرد پس ابوطالب گفت : « اى فرزندان غالب ! به هوش آئيد و به پاره اى از اين گفتار ، از گمراهى باز ايستيد و گرنه من بيم آن دارم كه بدىهائى سهمناك در ميان خانهء شما به يكديگر بر بخورند و آنگاه - سوگند به خداى خاوران و باختران - كه اين براى ديگران درس عبرتى خواهد شد همان سان كه كسانى كه پيش از شما بودند سزاى خود را چشيدند - مگر از عاد و ثمود چه بر جاى ماند ؟ - ( 1 )
هامش
( 1 ) ترجمهء اين بيت پس از اصلاح متن آن با مقابلهء بحار 35 / 119 و 161 و منية الراغب ص 60 و ابن ابى الحديد 3 / 314 انجام گرفت و مصرع اول آن « كمانال من لان من قبلكم » به اين صورت تصحيح شد : كما ذاق من كان من قبلكم .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 264 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)