كه بر هر كس مردم را به سوى دين بخواند بيداد روا مىدارند ؟
آيا نمىبينيد - خدا گروه شما را خوار سازد -
كه ما براى عثمان پسر مظعون به خشم آمدهايم ؟
كسى كه خواهد ما ستم ببينيم او را از بيداد باز مىداريم
و آن هم با هر تازيانهء تيز شده اى كه به سويش دراز مىكنيم
و با شمشيرهائى تنك كه گوئى نمك با آن آميخته
و به يارى آن درد بيمارى ديوانگان بهبود خواهد يافت .
تا آنگاه كه مردانى كه خرد و بردبارى در ايشان نيست .
پس از همهء دشوارىها نرمى و سادگى را بپذيرند .
يا به كتابى شگفت بگرويد
كه بر پيامبرى همچون موسى يا يونس فرود آمده است » ( 1 )
و از سرودههاى او در ستايش پيامبر بزرگ ( ص ) اينها است كه گويد :
« به راستى كه خداوند پيامبر - محمد - را گرامى داشت
پس گرامىترين آفريدگان خدا در ميان مردم احمد است .
براى بزرگداشت او نامش را از نام خود گرفت
زيرا خداوند صاحب عرش ، محمود است و اين نيز محمد . »
گزارش بالا را بخارى در تاريخ صغير خود از طريق على بن يزيد آورده است و هم ابو نعيم در دلائل النبوة 1 / 6 و هم ابن عساكر در تاريخ خود 1 / 275 چنانچه ابن ابى الحديد نيز در شرح خود - 3 / 315 - آن را در ميان اشعار وى ياد كرده - نيز ابن كثير در تاريخ خود 1 / 266 و ابن حجر در الاصابة 4 / 115 و قسطلانى در المواهب اللدنية 1 / 518 - به نقل از تاريخ بخارى - و ديار بكرى در تاريخ الخميس 1 / 254 كه مىنويسد : ابوطالب در ستايش پيامبر ابياتى سروده كه يكى از آنها اين است :
هامش
( 1 ) شرح ابن ابى الحديد 3 / 313 .