در ميان اين گروه ، برجسته مردانى هستند كه زير بار دشمنى نمىروند
و ميان دو شاخه از خاندان هاشم جاى گرفته اند
و آن گاه او درستكار است ؛ بندگان ؛ وى را دوست دارند
و با مهر پروردگارى كه در ميان همهء مهرها چيرگى يافته است نشان
شده و مهر خورده
مردمان ؛ دليلى استوار و هم شكوهى در او مىبينند
و هيچ نادانى در ميان تودهء خود همچون دانشور نيست .
او پيامبرى است كه از سوى پروردگارش به او وحى مىشود
و هر كه چنين سخنى را نپذيرفت از پشيمانى ، لب به دندان خواهد گزيد
توده اى از هاشميان پيرامون او مىچرخند
و گزند هر ستمكار و گردنكش را از او دور مىسازند . »
ديوان ابوطالب ص 32 ، شرح ابن ابى الحديد 3 / 313
و از سرودههاى او در پيرامون رويداد صحيفه كه داستان آن را پس از اين خواهيم آورد يكى همان است كه گويد :
« هان ! براى گيرودارهائى كه ميان خود داشته ايم
از زبان من به تيرهء لوى - ويژه به كعبيان ايشان - اين پيام را برسان :
مگر نمىدانيد كه ما محمد را پيامبرى همچون موسى شناخته ايم
كه در نخستين نامهها ياد او رفته است .
و اين را كه بندگان با او دوستى بسيارى دارند
و در آن كس كه خدا وى را ويژهء دوستى گرفته است بيداد و ستمى نيست
و به راستى آن چه را كه شما در نامهء خويش نگاشتهايد ،
يك روز براى شما همچون نوزاد شتر صالح خواهد بود كه مادر را مىجست
الغدير ( فارسي ) — صفحة 256
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٥٦