تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
و شيون مىكرد و نمىيافت ( 1 ) ( و به اين گونه عذاب خدا را بر آن مردم فرود آورد . ) به هوش آئيد ! به هوش آئيد پيش از آن كه گودالها ( 2 ) براى خاك كردن شما كنده شود و كسانى هم كه گناهى از ايشان سر نزده همچون بزهكاران به درد سر افتند فرمان گمرهان را نبريد و پس از دوستى و خويشاوندىتان با ما پيمانها و بستگىهاى خويش را مگسليد . و گرنه جنگى سهمگين و دنباله دار را بنياد مىنهيد . كه چه بسا هر كس آن را بچشد ، مزه اش را از تلخترين و مرگبارترين پيكارها خواهد يافت . سوگند به خانهء خدا كه ما احمد را به دست شما نخواهيم سپرد هر چند سالهائى بس دشوار و پر از رنج و روزگارى سخت بر ايمان در برداشته باشد . و گردنها و دستهاى ما و شما به نيروى نيزه‌ها و شمشيرهائى تيز ببرد و جدا شود در برخورد گاهى تنگ كه مىبينى ، نيزه‌ها بشكند و كفتارهاى لنگ ( 3 ) - مانند گروهى كه بر سر چشمه اى گرد شوند - فراهم آيند ( تا تن كشتگان را خوراك خود سازند )
هامش
( 1 ) يا چنانچه در گزارش ابن هشام آمده : راستى آنچه را كه شما بعنوان نامهء خويش چسبانيده‌ايد پديده اى نافرخنده است همانند آن نوزاد شتر كه مادر را مىجست و شيون ( 2 ) ترجمهء زبى است و در سيرهء ابن هشام به جاى آن « ثرى » آمده كه معنى زمين مىدهد . ( 3 ) در سيرهء ابن هشام به جاى « الضباع العرج تعكف » كه جملهء بالا را معنى مىدهد نوشته : « النسور الطخم يعكفن » يعنى كركسان سياه سر
الغدير ( فارسي ) — صفحة 257 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)