تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
در كران تا كران آن كه جولانگاه لشگر و اسبان باشد و خروش دليران در ناوردگاه . مگر نه پدر ما هاشم كمر خويش را سخت ببست و فرزندانش را سفارش كرد كه شمشير زنى و نيزه افكنى را كنار ننهند ؟ ما از پيكار به ستوه نمىآئيم تا پيكار از دست ما به ستوه آيد و هرگز نيز از رنجهاى سختى كه با گرفتارىهايش بر ما هموار كند زبان به گله نمىگشائيم . و آنگاه كه جانهاى دليران بر اثر تهديدها و هراسها به پرواز در آيد باز هم ما خويشتن دارى و خردمندى خود را نگاه مىداريم . » سيرة ابن هشام 1 / 373 ، شرح ابن ابى الحديد 3 / 313 ، بلوغ الارب 1 / 325 ، خزانة الادب از بغدادى 1 / 261 ، الروض الانف 1 / 220 ، تاريخ ابن كثير 3 / 87 ، اسنى المطالب ص 6 و 13 ، طلبة الطالب ص 10 و هم از سروده‌هاى او است كه گويد : « هان ! چه اندوهى كه يك بار در تاريكىهاى پايان شب مرا در پيچيد و يك بار هم آن گاه كه ستاره‌ها روشن بود . يك بار هنگامى كه چشمهاى بسيارى را خواب ربوده بود . و ديگر بار آن گاه كه همه بيدار نشسته و گوش به افسانه گويان داشتند . خوابهاى گروهى كه خواستند بر محمد ستم كنند و آنكه از بيداد نپرهيزد البته خود ستم مىبيند از سر بىخردى به كوشش برخاستند و بدكارىهاشان آنان را به سوى كارشان كه پندارى و نااستوار بود كشانيد آنان به كارهائى اميد بسته‌اند كه هرگز آن را سامان نتوانند داد هر چند كه در هر هنگام و در هر دشت به انجام آن ، سوگند ياد كنند
الغدير ( فارسي ) — صفحة 258 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)