تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
گفته حديث عبد اللَّه به حديث مردان موثق همانند نيست زيرا چيزهائى شگفت انگيز روايت مىكند و عقيلى گفته : حديث وى نكوهيده است و شايستهء پيروى نيست و ابو زرعه گفته : حديث وى سست است و بايد به ديوار زد . و برقانى گفته از ابو الحسن دربارهء او بپرسيدم و گفتم آيا موثق است گفت نه هيچ ارزشى هم ندارد . پايان . يكى ديگر از ميانجيان زنجيرهء اين گزارش : قاسم بن محمد است كه آن را از پدرش و او نيز از پدرش بوبكر آن را بازگو كرده با آنكه - چنانچه در صفة الصفوة از ابن جوزى 2 / 50 آمده - قاسم بن محمد در سال 108 ، 109 در 70 يا 72 سالگى در گذشته و پدرش محمد نيز در سال 38 درگذشته پس قاسم در همان سال كه پدرش محمد مرده به دنيا آمده و اگر هم سخن ابن سعد را بپذيريم كه قاسم در سال 112 از هجرت در 70 سالگى در گذشته پس هنگام مرگ پدرش 4 ساله بوده و با اين كيفيت چگونه مىتوانسته از پدرش روايت كند ؟ و تازه اين هم صحيح نيست كه بگوئيم محمد بن ابى بكر از پدرش چيزى روايت كرده زيرا محمد در حجة الوداع - سال 10 هجرى - متولد شد و پدرش در جمادى الاخر از سال 13 هجرى در گذشت پس كسى كه اين روايت را بر وى بسته كجا مىتواند آن را درست بنمايد ؟ ذهبى در تلخيص المستدرك در دنبالهء اين روايت مىنويسد : نه قاسم روايتى از پدرش يافته است و نه پدرش از بوبكر . 3 - حاكم در مستدرك 3 / 244 از زبان قاضى ابوبكر محمد بن عمر بن سالم جعابى حافظ و او از زبان ابو شعيب عبد اللَّه بن حسن حرانى باسناد خود از انس آورده است كه گفت : بوبكر ( ض ) پدرش بوقحافه را در روز فتح مكه به نزد رسول خدا ( ص ) آورده رسول خدا ( ص ) گفت اگر پيرمرد را در خانه اش رها مىكردى ما خود بنزد او مىشديم . كاش مىدانستم چه انگيزه ذهبى را بر آن داشته تا در برابر اين گزارش جعابى تسليم شود و نقطه ضعف آن را نگويد با آنكه خودش در ميزان 3 / 113