تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
و ابو ثور گفته : دروغگوتر از لؤلؤى نديدم لغلغهء زبانش اين بود كه من از ابن جريج شنيدم و او از عطاء كه . . . و احمد بن سليمان گفته : روزى ديدمش در نماز بود و نوجوانى بيموى نيز كنار او در صف جاى داشت و چون به سجده رفت دست خود را به سوى جوانك دراز كرد و گونهء او را نيشگون گرفت من نيز احاديثش را بدور افكندم و از او روايت نمىكنم . و ابن ابى شيبه گفته : ابو اسامه او را خبيث مىناميده و يعقوب بن سفيان و عقيلى و ساجى گفته‌اند وى دروغ پرداز بوده و نسائى گفته او نه موثق است و نه مىتوان وى را در نقل حديث امين شمرد ( 1 ) اينها را بخوان و خود داورى كن و بگو آيا چنين نقطه ضعفها در زنجيرهء حديث ياد شده بر كسانى همچون حاكم و ذهبى پوشيده بوده ؟ نه به خدا 3 - حاكم در مستدرك 3 / 244 از زبان ابو العباس محمد بن يعقوب و او از زبان محمد بن اسحاق صغانى و او از زبان حسين بن محمد مروزى و او از زبان عبد اللَّه بن عبد الملك فهرى و او از زبان قاسم بن محمد بن ابى بكر و او از زبان پدرش آورده است كه پدرش بوبكر ( ض ) گفت من پدرم بوقحافه را به نزد رسول خدا ( ص ) بردم او گفت چرا پيرمرد را رها نكردى تا ما به سراغ او رويم من گفتم بلكه او به آمدن نزد تو سزاوارتر است گفت : ما نيكىهائى را كه از دست پسرش ديده‌ايم دربارهء او نگاه مىداريم . اين گزارش را حافظ هيثمى در مجمع الزوائد 9 / 50 آورده و گفته : بزار آن را گزارش كرده و در ميان ميانجيان زنجيرهء آن عبد اللَّه بن عبد الملك فهرى است كه نمىشناسمش و ذهبى در تلخيص المستدرك مىنويسد گزارشهاى عبد اللَّه نكوهيده است . و ذهبى در ميزان 2 / 55 و ابن حجر در لسان 2 / 311 مىنويسند ابن حبان
هامش
( 1 ) ميزان الاعتدال 1 / 228 ، لسان الميزان 2 / 208 .