به آنجا بار يابد بيمناك شود . مگر نه آنجا نزديكترين جايگاه بوده است به پيشگاه خداى پاك كه كسى جز او ( ص ) را به آنجا راه نبوده تا آنجا كه جبرئيل امين هم از گام نهادن به آن مرز خوددارى كرده ( 1 ) و گفته اگر فراتر آيم به آتش خواهم سوخت چون خداى تعالى او ( ص ) را بدانجا بر كشيد و رنگى از پاكى و قداست خدائى بر او زد تا آمادگى يابد كه فيض اقدس را بپذيرد . آيا آنجا براى كسى همچون او ( ص ) هراسى تواند بود كه آواى بوبكر آن را فرو نشاند و آيا او ( ص ) در جايگاه به در آمدن از خويش حتى نيم نگاهى هم جز به سوى خدا - كه شكوه او بزرگ است - داشته است تا به آواز ديگران مأنوس شود ؟ نه به خدا دل پيامبر ( ص ) جز خدا را بخويش راه نمىداده به او انس داشته و به نعمتهاى وى دلش آرامش مىيافته پس هيچكس ديگر را به آن راه نبوده است تا در آرامش آن جاى پائى داشته باشد و خداوند براى هيچ مردى در درون وى دو دل ننهاده ، به راستى كه او را در افق و چشمانداز بزرگ ديده و به بندهء خود وحى كرده آنچه وحى كرده و قلب وى آنچه را بديد تكذيب نكرد چرا با پيامبر دربارهء آنچه مىبيند مجادله مىكنيد يك بار ديگر نيز او را ديد نزديك به آخرين درخت كنار نه ديدهء او خيره گشت و نه منحرف شد و شمه اى از آيههاى بزرگ پروردگارش را بديد و روان ارجمند او هميشه آرامش خود را از پروردگارش مىگرفت تا آنجا كه با اين سخن از سوى خداى پاك وى را ندا در دادند . اى روان آرامش يافته ! به سوى پروردگارت به گونه اى بر گرد كه او از تو خشنود است و تو از وى خرسند .
اين از ارج روايت در عالم واقعيت اما گزافگويان در برتر خوانى ، خوش داشتهاند كه آن را - هر چند زنجيره اش بريده - از فضائل خليفه بشمارند .
19 دين و گوش و چشم آن
از زبان حذيفة بن يمان ( ض ) گزارش كردهاند كه گفت : از رسول خدا ( ص )
هامش
( 1 ) كامل 2 / 21 سيره حلبى 1 / 431 .