زنجيرهء اين حديث آشفته است و استوار نيست و در اصابه 2 / 299 آمده كه اين حديث دربارهء بوبكر و عمر : « اين دو ؛ چشم و گوش هستند » به گفتهء ابو عمر حديثى در هم بر هم است و استوار نيست .
مىگويم : در اسناد ياد شدهء آن نام چندين ميانجى ديگر را هم مىبينيم كه يا ناشناختهاند يا حديثشان سست است و سستى سند تنها بخاطر وجود مغيره نيست بلكه ابن معين دربارهء آن گويد بىارزش است و نسائى هم آن را نيرومند نمىشمرده تهذيب التهذيب 10 / 266 .
20 بوبكر و پايگاه او نزد خدا
از زبان ابن عباس گزارش كردهاند كه بوبكر با پيامبر ( ص ) در غار ثور بود كه به سختى تشنه اش شد درد دل به نزد پيامبر ( ص ) برد پيامبر ( ص ) به او گفت برو انتهاى غار و سيراب شو بوبكر گفت پس رفتم انتهاى غار و آنجا آبى آشاميدم شيرينتر از انگبين و سپيدتر از شير و خوشبوتر از مشگ . سپس نزد پيامبر ( ص ) بازگشتم پرسيد نوشيدى گفتم آرى گفت ابوبكر ترا نويدى ندهم ؟ گفتم چرا اى رسول خدا گفت به راستى خداى تبارك و تعالى فرشته اى را كه به كار گذارى جوىهاى بهشت گماشته بود بفرمود تا رشته اى از جوى بهشت فردوس به انتهاى اين غار بكشد تا بوبكر از آن بنوشد گفت اى رسول خدا آيا مرا نزد خدا چنين پايگاهى هست پيامبر ( ص ) گفت آرى و برتر از آن . سوگند به آنكه مرا به راستى به پيامبرى برانگيخت اگر كسى به اندازهء 70 پيامبر كار نيك داشته باشد ولى ترا دشمن گيرد پايش به بهشت نخواهد رسيد .
الرياض النضرة 1 / 71 مرقاة الوصول ص 114
امينى گويد چگونه اين روايت درست تواند بود با آنكه حافظان حديث و پيشوايان تاريخ و سرگذشت نگاران ، آن را نديدهاند در حالى كه چنان گزارش سترك و معجزهء بزرگى در آن بوده ؟ پس اگر خبر آن را پيش روى خود مىيافته اند