تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
شنيدم مىگفت بر آن شده‌ام كه مردانى را به اين سوى و آن سوى فرستم تا كارهاى شايسته و بايسته را بمردم آموزند همچنانكه عيسى پسر مريم حواريان را براى همين برنامه‌ها مىفرستاد . گفتندش با عمر و بوبكر چگونه اى ؟ گفت من از آن دو بىنياز نيستم زيرا آن دو همچون چشم و گوش دينند . اين گزارش را حاكم در ج 3 ص 74 مستدرك آورده و گفته « اين حديثى است كه تنها حفص بن عمر عدنى از زبان مسعر بازگو كرده » ولى ذهبى در فشردهء همين كتاب آن را بىپايه شمرده . امينى گويد : نسائى گفته : حفص بن عمر مورد وثوق نيست و ابن عدى گفته : بيشتر احاديثش با اخبار راجح و مشهور ناسازگار است و ابن حبان گفته او از آنها بوده كه زنجيرهء گزارشها را ديگرگون مىنموده و روا نيست احاديثى را كه تنها او آورده بنياد استدلال گيريم و ابن معين گفته : مردى بد كنش بوده كه مورد وثوق نيست و مالك بن عيسى گفته بىارزش است و عقيلى گفته : حديثهايش اباطيل است و احمد گفته او با حماد ( 1 ) در بلاهائى كه بر سر حديث آورد همدست است و ابو داود گفته حديث وى نكوهيده است و دار قطنى گفته : حديث وى سست است و متروك ( 2 ) ، نيرومند نيست . ( 3 ) اينها تازه در صورتى است كه سخن كسانى را بپذيريم كه گويند او حفص ابن عمر بن دينار ايلى نبوده و اگر او باشد كه به گفتهء ابن عدى همهء احاديثش چه از نظر سند چه از نظر متن نكوهيده و ضعيف شمردن آنها بهتر است و ابو حاتم گفته : پيرى دروغ پرداز بوده و عقيلى گفته او از زبان شعبه و مسعر و مالك بن مغول و امامان گزارشهائى ياوه نقل كرده و ساجى گويد : او دروغ مىگفته و ابو احمد حاكم گفته از سر احاديثش بايد گذشت ( 4 ) .
هامش
( 1 ) يكى از دروغپردازان گزارش ساز . ( 2 ) م : برگرديد به پانويس ص 99 . ( 3 ) ميزان الاعتدال 1 / 262 تهذيب التهذيب 2 / 410 ( 4 ) ميزان الاعتدال 1 / 233 لسان الميزان 2 / 324 .