گرويديد و تقويتشان كرديد و خدا را وامى نيكو داديد گناهان شما را مىپوشانم و در بهشتها كه جوىها در آن روان است داخلتان مىكنم و هر كه پس از اين كافر شود ميان راه گم كرده است و بسزاى پيمان شكنىشان لعنتشان كرديم و دل - هايشان سخت كرديم تا كلمهها را از معانى آن مىگردانند و از آنچه بدان پندشان دادهاند قسمتى را از ياد بردهاند سورهء مائده آيهء 12 و 13 .
آيا از اين تحريف و دستبرد به شگفت نمىآئى كه آنچه را در نص قرآن حكيم بعنوان تحريف يهوديان و بنى اسرائيل در كلام خدا شمرده است به كسانى نسبت داده كه هنوز بوجود نيامده بودند و مادر روزگار بايد بعدها آنان را بزايد .
از رسول خدا ( ص ) دور است كه چنان سخنانى گفته باشد و اينها را كسانى بر زبان آوردهاند كه در پرتگاههاى كين توزى و هوسها و دلبخواهها سرنگون شده بودند و آمدهاند اين زشتىها را به گروهى از مؤمنان بستهاند كه از پيامبر درستكار پيروى كرده و به راه راست افتادهاند و به سخنان پاكيزه راه يافته و به راه خداى ستوده راه يافتهاند و آنكه بدين خدا چنگ زند راستى كه به راه راست راه يافته است .
18 ابوبكر در قاب قوسين
گزارش بما چنان رسيد كه پيامبر ( ص ) چون به جائى رسيد كه تا بارگاه قرب خداى تعالى به اندازهء دو كمان يا كمتر بود هراسى او را گرفت كه آواى بوبكر ( ض ) را شنيد و دلش آرام گرفت و به آواى دوستش انسى پيدا كرد .
گزارش بالا را عبيدى مالكى در ص 154 از عمدة التحقيق آورده و گفته اين يكى از كرامات بوبكر صديق است كه ويژهء او ( ض ) مىباشد .
امينى گويد : آن هراس براى چه بوده و آن دلگرمى از چه ؟ مگر او ( ص ) در بارگاه پاك پروردگار نبوده و مگر جز اين بوده كه او تنها به خدا انس مىگرفت و روان پاك او در همهء لحظهها گرايش به وى داشت ؟ پس چگونه وقتى