شگفت انگيز بوده كه تنها او روايت كرده احمد و يحيى نيز آن را از او شنودهاند « تاريخ ابن كثير 2 / 285 » .
و ذهبى در ميزان 2 / 113 مىنويسد او مىخواسته حافظ شود و سخنان او نكوهيده است ، سپس نيز حديثى را كه او از زبان يونس آورده نكوهيده شمرده و خود پس از آوردن بخشى از حديث گويد و يكى از نشانههاى نادرستىاش اين است كه در آن آمده : بوبكر بلال را با او فرستاد با آنكه آن هنگام اصلا بلال آفريده نشده بود و بوبكر هم بچه بوده .
و هم وى در تلخيص المستدرك ، در حاشيه اى كه ذيل قول حاكم دربارهء صحت اين حديث نوشته گويد من گمان مىكنم ساختگى باشد زيرا يكى دو فراز از آن صد در صد نادرست است .
ابن حجر نيز در تهذيب 6 / 248 مىنويسد « ابن حبان او را از مردان مورد وثوق شمرده » ولى خود مىگويد : او خطا مىكرده و چون داستان مماليك را از ليث روايت كرده دل ما به گزارش او آرام نمىگيرد . و احمد گفته اين - يعنى داستان مماليك - از اباطيلى است كه مردم به هم بافتهاند و دار قطنى گويد : ابوبكر گفته قراد در روايت آن خطاكار است .
2 - يونس بن ابى اسحاق . احمد رواياتى را كه او از پدرش بازگو كرده ضعيف شمرده و گويد روايات او از پدرش درهم برهم است و ابو حاتم گفته : هر چند وى راستگو بوده ولى حديث وى در خور زمينه قرار گرفتن براى استدلال نيست و ابو احمد حاكم گفته او در گزارشهاى خود چه بسيار در دام موهومات افتاده است تهذيب التهذيب 11 / 434 .
3 - ابو اسحاق سبيعى . ابن حبان گفته او زنجيرهء گزارشها را ديگر گونه مىنموده و كاستىهاى آنها را پنهان مىداشته كرابيسى نيز او را از مردمى كه كارشان چنان است شمرده و معن گفته : اعمش و ابو اسحاق با شيوهء نامبرده احاديث كوفيان را تباه ساختند « تهذيب التهذيب 8 / 66 » و ابو حاتم گفته راستگو است ولى
الغدير ( فارسي ) — صفحة 170
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٧٠