تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
1 / 130 آن را ضعيف شمرده‌اند . رسواتر از اين ، گزارشى است كه حافظان از راه ابو نوح قراد ( و او از يونس ابن ابى اسحق و او از پدرش و او از ابوبكر بن بوموسى اشعرى ) آورده‌اند كه بوموسى گفت ابو طالب همراه با رسول خدا ( ص ) و گروهى از بزرگان قريش به آهنگ شام بيرون شدند چون از بالاى شتران چشمشان به آن راهب - بحيرا - افتاد فرود آمدند و بارهاشان را گشودند پس راهب به سوى ايشان بيرون شد با اين كه پيشترها وقتى بر او مىگذشتند بيرون نمىآمد و اعتنائى به ايشان نمىنمود بوموسى گفت : پس هنگامى كه آنان به گشودن بارهاشان سرگرم بودند او فرود آمد و چرخى ميانشان خورد تا بيامد و دست پيامبر ( ص ) را بگرفت و گفت اين سرور جهانيان است اين پيامبر پروردگار جهانيان است اين است كه خداوند براى مهربانى بر جهانيان مىفرستد تا آنجا كه بوموسى گفت : پس همه با رسول بيعت كردند و نزد او ماندند و راهب گفت شما را سوگند به خدا بگوئيد كه كداميك سرپرست اوئيد گفتند ابوطالب پس وى را چندان سوگند داد تا او را به ميهن خود برگرداند و بوبكر نيز بلال را با او فرستاد و راهب نيز توشه اى از نان شيرينى و روغن زيتون به او داد . اين گزارش را ترمذى در صحيح خود 2 / 284 آورده و آن را نيكو و شگفت انگيز شناخته و گويد كه آن را جز از اين راه نيافته‌ايم ، نيز حاكم در مستدرك 2 / 616 و بونعيم در دلائل 1 / 53 و بيهقى در دلائل و طبرى در تاريخ خود 2 / 195 و ابن عساكر در تاريخ خود 1 / 267 و ابن كثير در تاريخ خود 2 / 284 به نقل از حافظ ابوبكر خرائطى و حافظان نامبرده - و ابن سيد الناس در عيون الاثر 1 / 42 و قسطلانى در مواهب 1 / 49 همه آن را آورده‌اند . ميانجيان زنجيرهء گزارش نيز اينانند : 1 - ابو نوح قراد عبد الرحمن بن غزوان ، كه عباس دورى گفته به جز ابو نوح قراد هيچكس در همهء جهان نيست كه اين حديث را بازگو كند و چون حديثى