تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
او را چندان سخت دوست مىداشته كه فرزندان خويش را به آن اندازه دوست نداشته ، تا جائى كه جز در كنار او نمىخفته و هر گاه بيرون مىشده با او به در و بيرون مىرفته ( 1 ) و به گفتهء مقريزى در الامتاع ص 8 همو بوده است كه با خديجه به گفتگو پرداخته تا وى رسول خدا ( ص ) را به نمايندگى خويش به تجارت فرستد . آنچه در تاريخ و سرگذشت نامه‌ها دربارهء اين زناشوئى آمده اين است كه خديجه كس به سراغ رسول خدا ( ص ) فرستاد و براى راستگوئى و خوشخوئى و درستكارى او و خويشاوندى خود با وى درخواست همسرى با او نمود و خود را براى زنى او ( ص ) پيشنهاد كرد رسول خدا ( ص ) اين را با عموهايش در ميان نهاد تا عمويش حمزه با او - و به گفتهء ابن اثير عمويش حمزه با او و ابوطالب و ديگر عموها همگى - بيرون شد تا بر خويلد بن اسد - يا بر عمرو بن اسد عموى خديجه - در آمد و خديجه را از وى خواستگارى كرد و او ( ص ) نيز وى را به همسرى خود گرفت و ابوطالب ( ع ) خطبهء نكاح خواند و گفت : « ستايش خداى را كه ما را از زادگان ابراهيم گردانيد و فرزند اسمعيل و از معدن و كان معد و از گوهر مضر و ما را پرستاران خانه اش گردانيد و مديران حرمش و براى ما خانه اى قرار داد كه همه آهنگ آن كنند و براى همگان ، حرم امن و امان باشد ، و ما را فرمانروايان مردم گردانيد ، پس از اينها اين برادرزاده‌ام محمد بن عبد اللَّه را با هيچكس نسنجند مگر آنكه خرد و برترى و ارجمندى و تيزهوشى وى بر او بچربد و هر چند دارائىاش اندك است ولى دارائى همچون سايه اى است كه مىپرد و چيزى است كه دگرگونى مىپذيرد . شما از خويشاوندى محمد با خود آگاهيد و اينك او خديجه بنت خويلد را خواستگارى كرده و كابينى برايش نهاده كه از مال خود من چه نقد و چه مدتدار آن به فلان مقدار پرداخته خواهد شد و به خدا سوگند كه پس از اين براى او خبرى سترك خواهد بود و شرافتى ارجمند . » پس او را به همسرى وى در آورد .
هامش
( 1 ) گستردهء اين مطالب در هنگام سخن از ابو طالب ( ع ) بيايد .