تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
او متروك است ( 1 ) و احمد بن حنبل گفته موقعيت او - در روايت از ميمون - نزديك است به محمد بن زياد طحان و هر اتهامى كه به او وارد است به اين هم مىتوان وارد كرد . و محمد بن زياد همان يشكرى و يكى از دروغپردازان و خبر سازان است كه در ج 5 ص 258 ط 2 سخن دربارهء وى گذشت . پس فرات نزد پيشواى حنبليان ، دروغگو و خبرساز است و ابو حاتم گفته احاديث وى ضعيف و نكوهيده است و ساجى گفته گزارشهاى او را رها كرده‌اند و نسائى گفته حديث وى متروك است ( 2 ) و ابو احمد حاكم گفته : از سر احاديثش بايد گذشت و ابن عدى گفته او را احاديثى است كه در خور نگهدارى نشمرده‌اند و از زبان ميمون گزارشهائى نكوهيده دارد . ميزان الاعتدال 2 / 325 لسان الميزان 4 / 430 3 - ميمون بن مهران . همانچه در روايت فرات از او گذشت برايش بس است گذشته از آنكه به گفتهء ابن حجر در تهذيب - 10 / 391 - عجلى دربارهء او گويد : وى بر على تاخت و تازه هائى داشته و اگر هم گيريم كسانى او را مورد وثوق شمرده باشند ولى پس از تاخت و تازهايش بر امير مؤمنان ( ع ) خود و حديثش چه ارزش دارد . تازه ميمون در حديث خود دو مسئله را گنجانده : مسلمان شدن بوبكر در روزگار بحيرا و رفت و آمد وى در زناشوئى رسول خدا ( ص ) با خديجه - اما رفت و آمد وى ميان او ( ص ) و خديجه را هيچيك از كار آگاهان گوشزد نكرده‌اند و درست هم نمىنمايد كه جوانى كمسال كه بيش از 22 بهار از زندگى را پشت سر نگذارده واسطه بشود براى همسرى مردى بزرگ همچون محمد و زنى از خاندان بزرگى و سرورى و رياست همچون خديجه آن هم در جائى كه داماد ؛ عموهائى از بزرگترين و ارجمندترين مردمان دارد همچون عباس و حمزه و ابو طالب كه او ميان آنان است و در خانهء ايشان و چنانچه بيايد عمويش ابوطالب
هامش
( 1 ) برگرديد به بخش « فاطمه ، خشمگين بر بوبكر در گذشت » پانويس . ( 2 ) برگرديد به بخش « فاطمه ، خشمگين بر بوبكر در گذشت » پانويس .