تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
بپرسيم آيا شهادتى كه جبرئيل داد از پيش خودش بود ؟ كه اين هم نمىشود زيرا وى فقط امين خدا است در رساندن وحى او و وى را نسزد كه از پيش خود براى پيامبر او دستورى بيارد و آنگاه از گواهى خويش بنفع بوبكر چشم بپوشد - اگر هم بگوئيم سخن وى وحى خداى پاك بوده - كه قاعدة هم دربارهء هر دستورى كه به پيامبر درستكار مىداده چنين اعتقادى بايد داشت - در آن صورت نيز تنها به صرف اين كه گواهى بوبكر بر خلاف آن در آمده آن وحى بزرگ ، دروغ بايد باشد و اين هم گزافگوئى است و بر هر پندار ، دستور او به راستى و ناگزير نمودار اين بوده است كه آن مرده شايستگى ندارد بر وى نماز بگزارند و اين دستور هم به گونهء منعى صادر شده كه حرام بودن عمل را از آن مىتوان دريافت و حاصلش آن كه خداى پاك دشمن مىدارد كه نماز كسى همچون پيامبر محبوبش را بر چنان مرده اى به آستان وى بالا برند . در اين صورت آيا بوبكر كه با استدلال به ظواهر حال - كه در همه جا درست نيست - به شايستگى مردك پى برده و در اين مورد مخصوص كه برداشت وى با وحى خدا ناساز در آمده شكى در بطلان آن نيست اكنون آيا چنين برداشتى تواند وحى مبين را ابطال كند . چشم بگشا و داورى كن .

4 انگشتر پيامبر و نقش آن

روايت شده كه پيامبر ( ص ) انگشترى خود را به بوبكر داد و گفت : بر اين بنگار كه : لا إله الا اللَّه ابوبكر آن را به حكاك داد و گفت بر اين حك كن كه لا إله الا اللَّه محمد رسول اللَّه پس او چنين حك كرد و چون بوبكر آن را نزد پيامبر ( ص ) آورد ديد بر آن نوشته لا إله الا اللَّه محمد رسول اللَّه ابوبكر الصديق پرسيد اين افزونىها چيست ابوبكر گفت من خوش نداشتم كه ميان نام تو و نام خدا جدائى بياندازم ولى باقى را من نگفته بودم حك كند پس جبرئيل فرود آمد و گفت خداى تعالى ميگويد