تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
دست كرده و صحابه از نزديك نگريسته و برق آن را در انگشت كوچك وى ديده بودند - چنانچه در صحيح بخارى 8 / 308 و 309 آمده است - پس در اين صورت وقتى انگشتر بدست خليفه افتاد و در همان روز كه بر تخت خلافت بر نشست و بر سر شايستگىاش آن همه گفتگو و فرياد در گرفت حق آن بود كه همان را دليلى بنفع خود بيارد ولى چنين نكرد چون آن انگشتر هنوز آن هنگام نه ساخته شده بود و نه چنان نقشى داشت ! و خود او هم اين اندازه غيب نمىدانست كه پس از سده‌هاى دراز چنين انگشترى براى او مىسازند ! و هم بر كسانى از صحابه كه در استدلال به سود او وا مانده بودند لازم بود به همان نقشى كه در عالم ملكوت بر آن انگشتر نهاده شده بود استدلال كنند زيرا استدلال به آن بسى سزاوارتر بود از استدلال به سالخوردگى و ماننده‌هاى آن . ولى ايشان آن را دست آويز نگردانيدند زيرا هنوز چنان بافته هائى در كار نبود و روزگارى پس از آن بود كه چرخ فضيلت بافان آن را در هم بافت . هيچكس نمىتواند بفهمد چه رازى در كار بوده كه آن جبرئيل خيالى اسم پيامبر بزرگ را در آن نقشى كه در عالم غيب پديد آمد همتاى اسم بوبكر گردانيد ؟ مگر بوبكر همان كسى است كه بنص قرآن بزرگ ، جان پيامبر بزرگوار و همتاى او در عصمت و پاكى بود ؟ يا مگر آيهء تبليغ با چنان تهديدى دربارهء وى فرود آمده يا خداوند بوسيلهء وى دين خود را به كمال رسانده و چنانچه با دست پيامبر پاك ، آغاز به نعمت بخشى كرد بوسيلهء وى نيز اين كار را به نهايت رسانيده ؟ يا مگر از نخستين روزهاى اسلام و دعوت به خدا وى نيز دومى پيامبر اكرم بوده ؟ يا مگر از آغاز دعوت ، وصى و خليفهء منصوص از سوى او بوده ؟ يا مگر فرمانبرى و نافرمانى از وى در حكم فرمانبرى و نافرمانى از او ( ص ) انگاشته شده - چنان كه همين ويژگى را در روايات صحيحه اى كه از او ( ص ) آمده براى على مىتوان شناخت - يا مگر به استدلال نصى از او ( ص ) وى همانند او ميان امّتش بوده ؟ يا مگر ؟ و صدها از اين يا مگرها
الغدير ( فارسي ) — صفحة 127 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)