تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
هيچكس در بهشت پا نگذارد مگر بيموى باشد البته بجز موسى بن عمران كه ريش او تا ناف وى است ( سيرهء حلبى 1 / 425 ) وانگهى مسلمانان كسى را « بجاى پدر روحانى » دارند كه از ابراهيم ( ع ) به پدرى ايشان سزاوارتر است و او چنانچه حديثش گذشت پيامبر اكرم محمد ( ص ) است كه زندگانى راستين را به آنان بخشوده و آنان را به راهى مىخواند كه زنده شوند هم موجوديت پايگيرشان از او است و هم ارجمندى جاودانىشان پس او سزاوارتر است از پدرش ابراهيم و دوستش بوبكر بريش داشتن . و شگفت و هزاران شگفت كه بوبكر را دومين پدر امت بشمارند باستناد اين كه در ورودى مردم به اسلام را او گشوده با آنكه كسى كه هر دو لنگهء اين در را گشود تا ملتها وارد شوند و گروه گروه را ديدى كه در دين خدا در آيند همان پيامبر خدا ( ص ) بود كه با دعوت بزرگوارانه اش و دليلهاى راستين و شگفت - كارهاى آشكار و آئينهاى پاك و خوىهاى ستوده و نبردهاى خونين خويش اين كار را به پايان برد پس او سزاوارتر است كه در بهشت صاحب ريشى باشد . و تازه مسلمانان هرگز نفهميدند آن كدام در بود كه خليفه براى آنان به سوى اسلام باز كرد و هيچكس ندانست كه او كجا آن را گشود و كى ؟ و براى چه و كدامين در بود ؟ آرى بر همهء مسلمانان پوشيده نيست كه او درى را برايشان بست و آنان را از نيكىهاى اهل آن و دانش و راهنمائى و رهبرى وى بىبهره ساخت . و آن هم در شهر دانش پيامبر مولانا امير مؤمنان بود كه با نصوص متواتر به اين پايگاه رسيد ، همان درى كه سلوك راه حق از آن انجام مىپذيرد و دوستان خدا روى به سوى آن دارند پس اگر نبود كه كار را از دست او بدر ربودند دانشها بر مىپراكند و نشانه‌هاى او درخشندگى مىيافت و حكمتهايش به همه مىرسيد و دستورهايش به كار بسته مىشد و آنگاه مىديدى از آسمان و زمين نعمتها پيرامون مردم را فرا مىگيرد . از آنان گروهىاند كه معتدلند و بسيارىشان آنچه مىكنند بد است ولى او ( ع ) از رسيدن به حق خويش باز ماند و بندگان دچار نادانى