تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
آمده مىبينيم خدا مىگويد : قسم به عزت و جلال خودم كه اگر همهء كوران . . . يا شايد هم زائيده شدن اين حديث پس از روزگار آن امامان بوده كه يادى از آن ننموده‌اند يا ديده‌اند كه پيش انداختن ريش بوبكر بر ريش رسول خدا ( ص ) غلوى ناروا است و اين بوده كه از روايت آن رو گردان شده‌اند يا چيزى در آن يافته‌اند كه مايهء ريشخند به خدا و الهام او و جبرئيل و پيامبر است و از اين روى از آن چشم پوشيده‌اند . اين گروه را پيرامون ريش بوبكر رواياتى هست و يكى از آنها آن است كه در ج 5 ص 270 آورديم كه : او ( ص ) چون شيفتهء بهشت مىشد ريش بوبكر را مىبوسيد . و همانجا گذشت كه آن روايت از بلند آوازه ترين بافته‌هاى معروفى است كه در اين زمينه‌ها ساخته‌اند و از افتراهائى است كه - به گفتهء فيروز آبادى و عجلونى - دروغ بودن آنها را عقل هر كس بديهى مىشمارد . يكى ديگر روايتى است كه عجلونى در كشف الخفا 1 / 233 آورده و بر اساس آن : ابراهيم خليل و بوبكر صديق هر كدام ريشى در بهشت دارند ! سپس مىنويسد : در مقاصد به نقل از استادش ابن حجر مىنويسد : درست نيست كه در بهشت براى خليل و براى بوبكر ريشى باشد و اين را در هيچكدام از كتابهاى معروف حديث و بخشهاى پراكنده شدهء آن نيافتم و سپس گويد بر فرض كه ثابت شود چنين روايتى رسيده فلسفه اى در زمينهء آن به نظر من مىآيد زيرا اين هر دو مرد بمنزلهء پدر مسلمانانند ( پس بايد ريش داشته باشند ! ) چون خليل بوده كه آنان را مسلمانان ناميده و به آنان نيز دستور داده شده كه از ديانت او پيروى كنند و پس از وى هم بوبكر دومين پدر مسلمانان است زيرا او بوده كه در ورودى مردم را به سوى اسلام گشوده . امينى گويد : كسى كه امت مرحومه را مسلمانان ناميده خداى پاك بوده است چنانچه در اين آيه مىبينيد : چنان كه شايسته است در راه خدا تلاش و نبرد كنيد او است كه شما را برگزيد و در دين هيچگونه دشوارى بر شما قرار نداد - آئين پدر