و بر درستى سخنم ، گورهائى در صفين گواهى مىدهند ،
گورهائى كه از آن گاه كه ابو الحسن - على -
از آن دور شده ، هميشه روزگاران با آن كين توزى مىنمايد .
گورهائى كه اگر پناهندگان به آن به ستوده
ترين پيامبران - احمد - به على پناه برند ، در سايهء آن دو پناه خواهند يافت .
آن دو ، دو پدر تواند ، هر كه را به زير آوردند به سراشيبى كشان
زيرا تو برازندهء آنى كه هر كه را آنان بالا برند به فراز رسانى
34 - و سخن ابراهيم پسر على پسر هرمه كه چون نامبرده - حسن پسر زيد - وى را اندرز داد - بر بنياد آنچه در « زهر الآداب » ج 1 ص 81 آمده - گفت :
پسر برانگيختهء خدا مرا از باده گسارى پرهيز داد
و مرا به خوى جوانمردان آموخته گردانيد .
35 - و سخن ابو تمام طائى : ( 1 )
با پسران پيامبر و بستگان او چنان رفتار ناسزائى پيش گرفتيد كه نادرستى و نيرنگ بازى كمترين نمونهء آن است .
36 - و سخن دعبل خزاعى :
پس چگونه و از كجا مىتوان پايگاهى و الا و نزديك به آستان خدا جست ؟
- آن هم پس از روزه و نمازها - ؟
جز با مهر فرزندان پيامبر و بستگان او ؟
و جز با كينه ورزيدن به زادگان زرقاء - مادر كبود چشم مروان - ؟
37 - و سخن وى :
آيا اندوهگين نمىشوى كه زادگان زياد
هامش
( 1 ) ن - سرودههاى پس از اين را در لابلاى سرگذشت نامهء سرايندگان آن در جلدهاى همين كتاب ما پيدا كنيد .