سوى او مىخواند ( 1 ) .
« مستدرك » ج 3 ص 172 « ذخائر العقبى » ص 138 و 140 « شرح ابن ابى الحديد » ج 4 ص 11 « مجمع الزوائد گرد آمدهء افزونىها » ج 9 ص 146 « اتحاف » از شبراوى ص 5
24 - و سخن وى به بوبكر در هنگامى كه بر منبر نياى پاكش بود : از جاى پدرم فرود آى ! و بوبكر گفت : راست گفتى كه البته اين جا از آن پدر تواست ، و به گزارشى ديگر : از منبر پدرم به زير آى ! و بوبكر گفت آرى منبر پدر تو است نه منبر پدر من .
« الرياض النضرة » ج 1 ص 139 « شرح ابن ابى الحديد » ج 2 ص 17 ، « صواعق » ص 108 « تاريخ الخلفاء » از سيوطى ص 54 « كنز العمال » ج 3 ص 132
25 - و سخن وى براى سفارش پس از مرگش : مرا نزد پدرم - پيامبر برگزيده - به خاك سپاريد .
« اتحاف » از شبراوى ص 11
26 - و سخن دخترزادهء پيامبر - حسين درود بر او - به عمر : از منبر پدرم فرود آى و عمر گفت آرى منبر پدر تو است نه منبر پدر من ، چه كسى دستور داده اين گونه سخن گوئى ؟
« تاريخ ابن عساكر » ج 4 ص 321
27 - و سخن پسر عباس : اين دو - حسن و حسين - دو پسر برانگيختهء خدايند - درود و آفرين خدا بر وى و خاندانش -
« تاريخ ابن عساكر » ج 4 ص 212 ، 322
28 - و سخن زهير پسر قين در پاسخ حسين : اى پسر برانگيختهء خدا ! سخن تو را شنيديم .
« جمهرة خطب العرب انبوه نامههاى تازيان » ج 2 ص 40
29 - و سخن پيشواى پاك ؛ دخترزادهء پيامبر حسن - چنانچه در « اتحاف » شبراوى ص 49 آمده - : برگزيدهء خداوند از ميان آفريدگان ، پدر من است .
- و البته پس از نياى من - و خود فرزند دو برگزيده هستم
هامش
( 1 ) سورهء 33 آيهء 46 .