سيمى است كه از زر ريخته شده و من سيمى زائيدهء دو زر هستم
30 - و سخن وى - چنانچه نيز در ص 57 از « اتحاف » آمده - :
منم پسر آن كس كه شما جايگاه او را مىشناسيد
و چهرهء حقيقت را گرد و خاكى نپوشانده . مگر برانگيختهء خداوند پدر و نياى
من نيست ؟
آنگاه كه اختران روى پنهان كنند من ماه دو هفته هستم .
31 - و سخن فرزدق در ستايش پيشواى سجده كار - على پسر حسين كه درود بر آن دو باد - :
اين پسر بهترين كس از همهء بندگان خداست .
اين است پرهيزگار برگزيده و پاكيزه و برجسته ( 1 )
32 - و سخن ابن بشر در ستايش زيد پسر حسن پسر على پسر ابيطالب - درود بر آنان - :
چون اين فرزند پيامبر برگزيده به دل تپه اى فرود آيد
خشكى و بىگياهى را از ميان مىبرد و چوبهاى آن نهالهاى سرسبز
مىگردند .
زيد - در هر خزانى - بهار مردمان است و كى ؟
همانگاه كه تندرها و آذرخشها بارانى به همراه نياورند .
33 - و سخن ابو عاصم پسر حمزهء اسلمى در ستايش حسن پسر زيد پسر حسن پسر على پسر ابيطالب - درود بر آنان - چنانچه در « زهر الآداب » از حصرى قيروانى - ج 1 ص 80 - آمده :
ستايش من آهنگ حسن پسر زيد دارد .
هامش
( 1 ) اين فراز نيز از همان چكامهء فرزدق است و براى روشنگرى - در زمينه اى كه امينى به بررسى پرداخته - نيكوتر :
اين على است كه برانگيختهء خدا پدر او است .
و با فروغ رهبرى او تودهها راه راست را مىيابند .