پسران پدرش نيز هستند - سخن برانگيختهء خدا است - درود و آفرين خدا بر وى و خاندانش - كه : جبرائيل مرا آگاهى داد كه اين پسرم - حسين را مىگويد .
كشته مىشود . و در گزارشى ديگر : البته تودهء من اين فرزندم را خواهند كشت .
« طبقات ابن سعد » « مستدرك حاكم » ج 3 ص 177 « اعلام النبوة درفشهاى پيامبرى » از ماوردى ص 82 « ذخاير العقبى اندوختههاى بازپسين روز » ص 148 « الصواعق » ص 115 .
2 - و نيز سخن وى : اين فرزند من در گوشه اى از سرزمين عراق كشته مىشود .
« دلائل النبوة نشانههاى پيامبرى » از بو نعيم ج 3 ص 202 « ذخائر العقبى » ص 146
3 - و سخن وى به دختر زاده اش حسن : اين فرزند من سرور است .
« المستدرك » از حاكم ج 3 ص 175 « اعلام » از ماوردى ص 83 « تفسير ابن كثير » ج 3 ص 155
4 - و سخن وى به على : تو برادر منى و پدر فرزندانم .
« ذخائر العقبى » ص 66 .
5 - و سخن وى : به راستى جبرائيل مرا آگاه ساخت كه البته خداوند بزرگ و گرامى هفتاد هزار كس را به خونخواهى يحيى پسر زكريا كشت و به خونخواهى فرزندت حسين نيز هفتاد هزار كس را خواهد كشت
« ذخائر العقبى » ص 150
6 - و سخن وى : مهدى از فرزندان من است و چهره اش همچون ستاره مىدرخشد
« ذخائر العقبى » ص 136
7 - و سخن وى : اين دو - حسن و حسين - پسران منند ، هر كه دوستشان دارد مرا دوست داشته است
« مستدرك » ج 3 ص 166 ، « تاريخ ابن عساكر » ج 4 ص 204 « كنز العمال » ج 6 ص 221
8 - و سخن وى به فاطمهء راست رو : پسرم را براى من بخوان .
« تاريخ ابن عساكر » ج 4 ص 316
الغدير ( فارسي ) — صفحة 255
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٥٥