بر آن چه خداى تو به آن خشنود است خرسندى ده و شكيبائى كن
كه پاداش و نويد شكيبايان از ميان نخواهد رفت .
تو را سفارش مىكنم كه سجاد ( پيشواى سجده كار ) را نيكو
پرستارى كنى
كه پس از من رهبر راه راست است و پيمان فرمانبرى را با او بايد بست .
خانوادهء پيامبر برگزيده شيون برآوردند ، به دامنش آويختند و
خاندان و فرزندان وى با نالههاى خويش در جستجوى پناهى برآمدند .
رنجهاى گران و بر هم انباشتهء مرگ بالا مىگرفت
و تشنگى سخت تاب و توان او را مىربود كه گفت :
هنگام كوچ كردن از جهان رسيده و اينك خدا ، شما را بسنده است
كه بهترين شمارشگر كارها براى آفريدگان همان يگانهء بىنياز است
به پيكار گردنكشان بازگشت و به تلاش پرداخت ؛
نيزهها و شمشيرها ، درخت بالا و اندام او را از بن بركندند
تا به رو و برهنه بر زمين افتاد و
گونه اش به خاك سوده شد
شمر كمر بست تا سر او را از تن ببرد
- كه بريده باد بند دست و انگشتانش !
اندوه دلم بر آن بزرگوار
كه سرش بر سنان سنان جاى گرفت و اندامش پايمال ستورانى تيزتك
گرديد ( 1 )
هفت آسمان كه يكى بر فراز ديگرى بود با از دست رفتن او به لرزه درآمد
هامش
( 1 ) ن - در نسخه اى ديگر :
جانم دريغ آن كس را مىخورد كه بر وى درود فرستادند و كجا ؟
همان گاه كه سرش بر سنان سنان ( ، ) بود و اندامش لگدكوب ستورانى تيزتك ، ( ، ) بنگريد به پانويس ( 3 ) و ( 4 ) در ص 45 .