با اين همه - و در ميان اين دو گروه - چندان از منشهاى برجستهء او
پراكنده شد
كه از شمردن آن ناتوانيم .
پيشوائى كه در پيشانى سپهر سرفرازى اخترانى دارد
كه چندان بالا رفتند تا نگاه هيچكس به آنها نتوانست رسيد .
شاخكهاى ستارهء سماك را پايگاهى براى آواز دادن شناختند
و همچون گلوبند به گردن جوزاء ( 1 ) آويختند
برترىهائى كه چون بدرخشد هر دردى را درمان خواهد كرد ،
پاكيزه مىشود و با بوى خوشش همهء ديدگاهها را پاكيزه مىنمايد
رهبرى كه - هنگام سخن از او - انديشه به سرگردانى مىافتد .
تا او را پرستيدن گيرد و مهر او را بر زبان آورده در اين راه تلاش كند
پيشوائى بزرگ كه گوهرش همهء جوانمردىها را در بر مىگيرد
و نامهء فرود آمده از آسمان كه ياد خدا در آن است ستودگى او را
گواهى مىكند .
درود خدا بر او باد ! و تا كى ؟
تا آنگاه كه كسى از دوستداران ، نام او را بر زبان مىراند - كه اين
ويژگى در برسى جاودانه است - »
و هم او است كه دربارهء سرور خاندان پيامبر - فرمانرواى گروندگان بر او و ايشان درود باد - گويد :
‹ 11 › « اى ماه ناآشناى رجب و اى با شكوه ماه رجب ! ( 2 )
- چنان كه گفتهاند - رازى پوشيده را هويدا ساختى
هامش
( 1 ) از برجهاى فلكى و واژهء آن نيز براى گوسفند سياه ميان سفيد به كار مىرود .
( 2 ) واژهء ماه را من در برگردان پارسى افزودهام و اگر درست باشد مىرساند كه سراينده ، زاده شدن على در ماه رجب را در پيش چشم دارد و شايد هم بگوئيم روى سخن او با خودش ( حافظ رجب ) است كه به پندار خويش رازهائى سرپوشيده را دربارهء خاندان پيامبر آشكار ساخته است .