هر بيت آن سه نيم بيت ديگر - با همان قافيه و آهنگ - نهاده
و به گونه اى درش آورده است كه اين جا ياد مىكنيم :
‹ 13 › « منشهاى تو خداوندان انديشه و تيزنگرى را درمانده ساخت
و آنان را در گردابهاى ناتوانى و سهمناكى سرنگون افكند .
‹ 14 › توئى آن كس كه نگريستن در سرمايه ى درونىاش ديده اى موشكاف
مىخواهد
اى نشانهء توانائى خداوند و اى افزار آزمايش بشر !
و اى روشنگر آئين خدا و اى برترين شاهكار سرنوشت ! ،
انديشمندان باريك بين در نمودن لايهء نهانىاش از پاى مىافتند
و خداوندان خرد و برترى - هنگام سخن از تو - فريفته مىشوند
اى فروغ خداوندى ! زير كان كجا مىتوانند مرزهاى تو را دريابند ؟
اى آن كه گفتار سربستهء خردها به سوى او باز مىگردد !
و خردمندان در پيشگاه او سنگينى ناتوانى و سهمناكى را در خود
مىنگرند ! ، ( 1 )
در پيدايش تو گروهى از مهرورزان به گمراهى افتادند
و چون از تو نمايشى ديدند كه مانند آن نتوان نمود كارشان به تند روى
انجاميد
اى خداوند برترىها ! مغزهاى آنان را سرگردان ساختى تا گام بالا
نهادند
انديشههاى انديشمندان را حيران گردانيدى و كى ؟
همانگاه كه نشانههاى جايگاهت را در روزگار بديدند . ،
فرمانهائى را كه دگرگونى يافته بود بر مردم آشكار كردى
و سخنان پيامبر را كه دست خورده بود باز نمودى
توئى كه گذشتگانت از همگان پيشروتر بودند .
هامش
( 1 ) هر ستاره نشانهء پايان يك بند است و هر بند پنج نيم بيت