شگفتا از گروهى كه اميدوارند خداوند آنان را بيامرزد
و آن گاه تو را دشمن گرفتهاند !
و شگفتا كه تو را - بىهيچ گناهى - پس زدند
و ديگرى را پيش انداختند با آنكه تو پيشواى آنان بودى ! »
و باز در ستايش سرور ما - پدر دو فرزند زادهء پيامبر درود خدا بر او - گفته
: ‹ 8 › « على بر آسمان فرو شكوه برآمد
و چون بازگشت با هر دو مشت گوهرهائى يگانه آورده بود
‹ 9 › به درياى برترىها كه گام نهاد ، ناچيزى آن را باز نمود
و همهء زمينهها و مرزهاى آن بر وى تنگ آمد .
‹ 10 › فرخنده باد آن پايگاه و رسيدن گاه ! و خجسته آن كه پاى به آنجا
گذاشت !
او را در همهء دلها صله ( پيوند ) وعائدى ( 1 ) ( بازگشتى ) هست
از بزرگى پايگاهش آنان هم كه بر وى رشگ مىبردند برجستگىهاى
آن را گزارش كردند
و چه برجستگىهاى درخشانى كه رشگبران نيز آنها را بازگو
كنند ( 2 ) !
دوستدارانش از بيم و هراس برترىهاى او را پوشيده داشتند
- و رشگبران و كين توزان نيز از روى دشمنى -
هامش
( 1 ) از اصطلاحات به كار رفته در دستور زبان تازى
( 2 ) و الفضل ما شهدت به الاعداء( مرد آن است كه دشمن بستايد هنرش
ورنه جز مدح و ستايش نشنيديم ز دوست . )