از حكم آيه آن نكاح متعه است و آن اينستكه تزويج كند زنى را تا مدّة معلومى به چيز معلومى پس هر گاه اين مدت منقضى و سپرى شد آنزن هم از او جدا شود بدون طلاق و استبراء كند رحم خود را و ميان آنها هم ميراثى نيست و اين در اوّل اسلام معمول بود . سپس رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله نهى از متعه نمود آنگاه ياد كرد حديث سيره ياد شده در لفظ بيضاوى را پس گويد : و به اين جهت علماء از صحابه و كسانى كه بعد از ايشان بودهاند معتقد شدهاند كه نكاح متعه حرام و آيه نسخ شده است ، و اختلاف كردهاند در ناسخ آن پس بعضى گفتهاند نسخ بسنّت و حديث شده است و آن آنست كه گذشت از حديث سيره . . . . و اين بنا بر مذهب كسيستكه ميگويد : سنّت نسخ مىكند قرآنرا و مذهب شافعى اينستكه سنّت ميتواند ناسخ قرآن باشد ، پس بنا بر اين ميگويد : بدرستيكه ناسخ اين آيه قول خداى تعالى است در سوره مومنون * ( وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ . . . ) * و كسانى كه اين حافظ عورتشان هستند ، پس از آن ياد كرده روايات ابن عباس را كه از آنهاست كه آيه محكم و نسخ نشده ( و حكمش تلقيا تا قيامت باقيست )
13 - ابن جزى محمد بن احمد غرناطى متوفاى 741 در تفسيرش ( التسهيل ) ج 1 ص 137 گويد : ابن عباس و غير او گويند ( 1 ) ، معنايش اينست هر گاه كامياب از همسر شديد و آميزش و جماع واقع شد پس واجبست دادن اجرة و آن صداق كامل است .
هامش
( 1 ) اين نسبت را بابن عباس تكذيب مىكند قرائت او آيه را فما استمتعتم به منهن الى اجل مسمى و اين قرائت از او ثابت است چنانچه گذشت و خواهد آمد .