تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
خدا منحصر بعلم على عليه السلام است ، پس چگونه از خاطر آن بزرگوار و بر شاگردش مانند ابن عباس مفسّر قران رفته ناسخ بودن اين آيات آيه متعه را و چطور قائل با باحه و حليّت آن شده‌اند و توجهى نكردند بگفته هر نهى كننده اى از آن پس متمسكين به اين آيات در نسخ از چه كسى گرفته‌اند و اين علم از كجا برايشان آمده ، كه مساوى و برابر با نادانيست . و اگر اين خوابهاى پريشان راست باشد و ابن عباس روايت كرده باشد نسخ را به بعضى از روايتها چنانچه نسبت به او داده‌اند ( 1 ) و با اين وضع معتقد با باحه آن شده و تا آخر عمرش گوياى آن بوده ، و امّت بزرگى پيروى او كرده‌اند در آن ، پس ، مصيبت بزرگتر و بزرگتر است و هرگز و حاشا كه اين بوده باشد روش و سيره ابن عباس كه اين مقدار و باقيست و امانت اوست بودايع و امانات علم و دين ( كه او را حبر امت و ترجمان قرآن ميگويند ) بنا بر اين آيه اوّلى * ( ( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ ) ) * جز اين نيست كه خداوند سبحان اراده كرده بان جدائى بطلاق را نه مطلق جدائى را و گر نه هر آينه شامل ملك يمين هم شده و آن را هم نسخ ميكرد و حال آنكه هيچكس آن را نگفته و احدى هم آن را از زنا و هرزگى نشمرده است . و اما آيه دوم * ( ( وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ . . . ) ) * پس
هامش
( 1 ) احكام القران جصاص ج 2 ص 178 ، سنن بيهقى ج 7 ص 306 .