يك ديگرى را تكذيب ميكرد چنانچه هر يك از گوينده گان آنها خدشه و مغشوش ميساخت قول ديگر را ، پس برخى بودند كه ميگفتند آيه متعه نسخ شده بقول خداى تعالى : * ( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ ) * ( 1 ) اى پيامبر هر گاه طلاق داديد زنها را پس طلاق بدهيد ايشانرا براى عدّه ايشان .
و بعضى بودند كه ميگفتند : آن را قول خداى سبحان : * ( وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ ، ( 2 ) و آنكسانيكه نگهبان و نگهدار عورتشانند مگر بر همسرانشان يا آنچه را كه دستهايشان مالك آن شده كه ايشان ملامتى بر ايشان نيست نظر باينكه عقد شده متعه اى و صيغه موقت زن نيست و ملك يمين هم نيست .
و سومى ميگويد : آن نسخ شده به آيه ميراث زيرا كه براى متعه ميراثى نيست .
تمام اينها ادعاء خالى از وجه و دليل است آيا كسى خيال مىكند كه اين آيات و بودن آنها ناسخ آيه متعه بر آن گروه اصحاب مخفى بوده و حال آنكه در ميان آنان كسانى بودند از مجوزين آن كه شناختى ايشانرا و در ميان ايشان چه افراد بزرگوارى بودهاند كه مقدم آنها آقا و مولاى ما امير المؤمنين عليه السلام مىباشد كه عارف بكتاب خدا قرآن جزء جزء آن و حرف حرف آنست ، و گذشت در ص 145 ج 11 از حرالى قول او كه پيشينيان و پسينيان ميدانند كه فهم كتاب
هامش
( 1 ) سوره طلاق آيه 1 .
( 2 ) سوره مؤمنون آيه 5 - 6 .