از ديدن او خسته و كم سو ميگشت .
و شاخه اى بودى كه بيننده گان را از جهت ترى و سبزى مسرور مىكردى كه پس از سبزى پژمرده گى آن را فرا گرفت .
تا آنجا كه گويد : . . . .
آيا حسين تشنه كشته شود و حال آنكه جدش از پروردگار بنده گان بسوى مردم پيامبر است .
و از نوشيدن آب ممنوع شود در حالى كه همه گروه ايمن بودند بر آشاميدن آن چه بنوشند و چه بردارند .
و خاندان پيامبر در سراى ويران بيگانه و خاندان زياد در قصرها منزل كرده بودند .
و خاندان على در زنجيرها رنگ پريده بودند و هر وقت اسيرى ناله مىكرد داغديده بر او ميگريست .
و خاندان ابى سفيان را در اوج دولت لشگريان در زير سايه به آنها حركت ميدادند .
صدمه ايكه از آن بدين رسيده نزديك بود كه از سنگينى آن كوهها از هم پاشيده شود .
بر تو است اى فرزند بهترين پيامبران اندوه و غصّه من هر ، ، چند كه ( زمان طولانى شود ) اندوه من طولانى خواهد بود .
بزرگى تو پس مصيبت تو بر عالم بزرگ است و همينطور هر بلائى براى بزرگ بزرگ است .
پس درباره تو اندوه من نافع نيست و گريه هم مفيد نباشد و صبر هم نيكو نيست .
هر گاه سبك شود غصه داغديده گان براى سرگرمى و فراموشى پس
الغدير ( فارسي ) — صفحة 403
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٤٠٣