تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
از ديدن او خسته و كم سو ميگشت . و شاخه اى بودى كه بيننده گان را از جهت ترى و سبزى مسرور مىكردى كه پس از سبزى پژمرده گى آن را فرا گرفت . تا آنجا كه گويد : . . . . آيا حسين تشنه كشته شود و حال آنكه جدش از پروردگار بنده گان بسوى مردم پيامبر است . و از نوشيدن آب ممنوع شود در حالى كه همه گروه ايمن بودند بر آشاميدن آن چه بنوشند و چه بردارند . و خاندان پيامبر در سراى ويران بيگانه و خاندان زياد در قصرها منزل كرده بودند . و خاندان على در زنجيرها رنگ پريده بودند و هر وقت اسيرى ناله مىكرد داغديده بر او ميگريست . و خاندان ابى سفيان را در اوج دولت لشگريان در زير سايه به آنها حركت ميدادند . صدمه ايكه از آن بدين رسيده نزديك بود كه از سنگينى آن كوهها از هم پاشيده شود . بر تو است اى فرزند بهترين پيامبران اندوه و غصّه من هر ، ، چند كه ( زمان طولانى شود ) اندوه من طولانى خواهد بود . بزرگى تو پس مصيبت تو بر عالم بزرگ است و همينطور هر بلائى براى بزرگ بزرگ است . پس درباره تو اندوه من نافع نيست و گريه هم مفيد نباشد و صبر هم نيكو نيست . هر گاه سبك شود غصه داغديده گان براى سرگرمى و فراموشى پس