تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
احسان مكرمتها بسط يد و دراز دستى بود . ‹ 45 › آگاه باش : قسم بعفتيكه آن را آلوده دامن نكرده و قسم بود از گلايه كه زايل كننده آن را از بين نه برده اوست . هر آينه تو براى قلب من هر جا باشى موجب مسرّت و خوشحالى هستى و گراميترين كسى هستى نزد من كه از او خواسته شود . كوتاه مىكند آرزوى مرا دورى و قهر تو و اميد من به تو آرزوى مرا زنده نموده پس طولانى و دراز مىشود . و آرزوهاى من بقرب شما موجب رو سپيدى و سر بلندى مىشود چنانچه روزى در كربلاء كشته اى ( حسين عليه السلام ) موجب سر بلندى و رو سفيدى شد . كشته ايكه آسمان از غصّه بر او گريه كرد و بر آن اشك فراوانى ريخت . و زمين پهناور بر فقدان او لرزيد و ظاهر شد براى آن اندوه و حزنى به آن و نيز زمينهاى نرم بر او گريستند . آيا فراموش كنم حسين را كه هدف تيرها قرار گرفته بود و اسبهاى دشمنان ظالمانه بر او جولان ميكردند . آيا از ياد ببرم او را وقتى كه زمين به او از رفتن تنگ شده بود و اشاره بيارانش كرده و ميگفت . پناه ميبرم شما را به خدا اينكه برگردانيد رانده شده را و طمع كند در جان عزيز ذلَّت و خوارى را . بدانيد كه شب تاريكيش را كشيده پس برويد و هم اكنون راه براى رونده گان باز و گشاده است . ‹ 55 › پس برجست بسوى او در حالى كه گوينده هر سخن بود كه آيا واگذارد فروع ، پاكترين اصول و خاندان را .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 400 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)