تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
ظاهر مىشود از سوره اعراف پاكى شناخت آن پس آويخته مىشود به آن عقول دانايان . هر گاه آيات قرآن بفضيلت شما سخن گويد پس چه چيز ممكنست در آنچه ميگويم بگويم . زبان من بر تقصير شرح وصف شما كوتاه و شرح عذرخواهى طولانى است . بر شما باد سلام و درود خدا ما دامى كه روشنائى روز نمايان و ما دامى كه خورشيد اصيل را غروب در پى باشد . و علَّامه سيد احمد عطَّار در جزء دوّم از كتاب خودش بنام ( الرائق ) قصيده اى ياد كرده و گفته كه آن را در مرض مرگش گفته است و : و آن اينست : نزديك شد رحيل و رفتن و درست است درباره ما آنچه ميبينى و سير كردم براى پيمودن بيابان دورى بين صحرا را . و كوچ كردم از كسى كه دوست داشت روز حركت من اگر آن را بسبب مرا عوضى بود كه ديده شود . و منتقل شدم از قصرهاى وسيع و روح آن به تنهائى بتاريكيهاى توده‌هاى خاك . و سپرى شد روزهاى ما پس مثل اينكه او و ما بوديم كه در خوابمان سير ميكرديم عالم را . و وحشت زده بود در ميان كه نزديك بود قلب او از ترس روز جدائى شكافته شود . و ميگفت وقتى كه حركت ، نزديك شد در حالى كه اشكش بتحقيق كه