اندوه من بر گذشت روزگار سنگين است .
و اگر گريه كننده گان گريه خود را درباره تو در معرض فروش گذارند براى خستگى پس من بر گريه كردن ادامه مىدهم .
پس افسوس من تخفيف ندهد اندوه مرا بر تو و نخشكد اشك من بر تو از ديده گان من .
و انكار مىكند گريه مرا درباره تو كسى كه قلبش خالى از محبّت خوابيده و اشك شيرين فراوان نيست .
و آن اشك نيست مگر درباره تو نفس گرانقدرى كه سوزش اندوه آن را باز نموده پس جارى مىشود .
درباره تو گوينده گان جدا شدند پس خود پسندها و خودبينها بسيار و صاحبان اندوه بر تو اندك است .
پس پاداش فرزندان دنيا بر تو براى كارشان كم و پاداش مخلصين فراوانست .
پس اگر فوت شد از من ادراك روز تو اى آقاى من و مرا از يارى تو كردن ياران تو روزگار بتأخير انداخت .
پس مرا در حق تو اشعار بكريست كه براى توافق جناس آن قواعديستكه براى شماتت كننده تيرهائيست
براى آن رقّت غمگين است درباره تو و ناگوارى آن بزرگ و خطرناك است بر اهل نفاق .
فريفته و دلباخته مىشود به آن قلب دوست از خوشحالى و دشمنى مىكند از آن دشمن كينه توز و نادان سيه روز .
به آن از ( على ( ع ) ) در والائى تو مناقبيست كه اقامه دليل مىكند براى آن در كتاب خدا ( قرآن ) .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 404
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٤٠٤