ميگفتند و شمشيرها در اين وقت كشيده و براى شمشير از خوردن بيديگر چكاچك و صدا بود .
آيا ما تسليم كنيم آقاى خود را تنها بدشمن و جوانان و پيران براى ما بسلامت باشد .
و ما از ترس مرگ از راه هدايت منحرف شويم و از عدل خداى كريم كجا عدول كنيم .
دوست داريم باينكه ما كشته شويم و باز براى كشته شدن مكرر زنده شويم و نيستم كه ما از بلندى تو برگرديم .
‹ 60 › و قيام كردند براى خونخواهى از قديم كه گويا ايشان شبرانى هستند در منازلشان كه بچه هايشان همراه آنهاست .
تا آنجا كه گويد : . . . .
براى او از على عليه السلام در جنگها شجاعت و دليرى و از احمد ( پيامبر خدا ) در موقع خطابه سخنوريست .
هر گاه هاشمى از پلَّه كان شرافت بالا رود پس عموهاى او جعفر و عقيل خواهد بود .
براى او كافيست از جهت بلندى نسب در ميان خلق خدا كه او براى احمد و بتول فرزند پاك است .
پس هر جدّى در ميان مردان چون محمد نيست و هيچ مادرى در ميان زنها همچون فاطمه نميشود .
حسين برادر بزرگى و وقار و كسى كه براى او افتخار است هر گاه بزرگى و افتخار شمرده شود ريشه دار و استوار است .
ميبينيم مرگ را كه در ذائقهء تو گوارا و براى غير تو ناگوار و ناسازگار و وخيم است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 401
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٤٠١