108 - ميانه روز گلگون لباس نشدى مگر اينكه شبانگاه سبز پيراهن بودى ،
109 - مرا رنج مىدهد آرزوى اينكه نتوانستم در طف از جمله شهداى راه تو باشم ،
110 - تا اينكه تيزى دم شمشير را عوض تو بجان قبول كنم و فداى تو شوم در هنگامى كه يارانت كم بودند ،
111 - اگر پس از درگذشت تو فاصله بين ما بسيار شده و سعادت نداشتم كه تو را كمك و يارى كنم ،
112 - براى تو گريه مىكنم آنچه بتوانم با اندوهى كه يادآور باشد عجائبى كه بسر تو آمد ،
113 - با زبان گويا كه سختتر از هر لشكر باشد بر دشمنانت فضائلت را بيان مىكنم ،
114 - من محققا مىدانم كه در آخرت سعيد خواهم بود با قبول ولايت تو ،
115 - و همچنين ولايت جدت و مادرت بتول و پدرت حيدر و نه نجيب از فرزندانت ،
116 - گروهى كه در معاد توكل من بر آنهاست و از اسارت شديد آزاد مىشوم ،
117 - خوش باشد بنده شما ( على ( ع ) ) به اين فوزى كه نصيبش شده و در بهشت برين در سايه شما باشد ،
118 - خدا بر تو درود فرستاد تا هنگامى كه ملائكه قدس در اطراف قرارگاه شما طواف مىكنند ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 372
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٧٢