تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
108 - ميانه روز گلگون لباس نشدى مگر اينكه شبانگاه سبز پيراهن بودى ، 109 - مرا رنج مىدهد آرزوى اينكه نتوانستم در طف از جمله شهداى راه تو باشم ، 110 - تا اينكه تيزى دم شمشير را عوض تو بجان قبول كنم و فداى تو شوم در هنگامى كه يارانت كم بودند ، 111 - اگر پس از درگذشت تو فاصله بين ما بسيار شده و سعادت نداشتم كه تو را كمك و يارى كنم ، 112 - براى تو گريه مىكنم آنچه بتوانم با اندوهى كه يادآور باشد عجائبى كه بسر تو آمد ، 113 - با زبان گويا كه سختتر از هر لشكر باشد بر دشمنانت فضائلت را بيان مىكنم ، 114 - من محققا مىدانم كه در آخرت سعيد خواهم بود با قبول ولايت تو ، 115 - و همچنين ولايت جدت و مادرت بتول و پدرت حيدر و نه نجيب از فرزندانت ، 116 - گروهى كه در معاد توكل من بر آنهاست و از اسارت شديد آزاد مىشوم ، 117 - خوش باشد بنده شما ( على ( ع ) ) به اين فوزى كه نصيبش شده و در بهشت برين در سايه شما باشد ، 118 - خدا بر تو درود فرستاد تا هنگامى كه ملائكه قدس در اطراف قرارگاه شما طواف مىكنند ،