تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣

قصيده چهارم

1 - نمايان شد موهاى تازه به گونه اش و بهم پيچيده بود و دربار داشت اين مكيدنها لبها آب سلسبيل را ، 2 - ماهيكه خون حرام مرا مباح و حلال دانسته در هنگاميكه از مقابلم ميگذرد در لباس بلندش كه به آن ناز ميكرد ، 3 - آهوئيكه در جمال خود را پوشانيد و براى عاشقيكه در عشق او ميسوزد صبر نگذاشته است ، 4 - جمال بر گونه‌هاى او نوشته است با دستيكه زيبائى را بر او افزوده است ، 5 - ظاهر گشت باد و نون ابروانش بر فراز چشمان و خود را نشان داد و نهان گشت ، 6 - پس كمك خواست كه بالاى گونه را نشان داد و مرا به عذاب هميشه گرفتار كرد ، 7 - از او تعجّب كن كه خواست نقطه اى بالاى ابر و قرار دهد پس پائين آن قرار گرفت ، 8 - در حاء ( حمره ) سرخى خالى ايجاد شد و عشقش قلب گرفتار مرا فرا گرفت ، 9 - من ماه آسمان را ميبينم اگر او ظاهر شود مانند اينكه عقرب در برج مريخ باشد ، 10 - اما اگر ماه من ظاهر شود و مقارن دو عقرب گونه هايش باشد سعادت به آن كامل شود ،