73 - بر تو خزى و عار باد اى اميه و اين خزى هميشگى باد چنانچه هميشه در دوزخ خواهى بود ،
74 - آيا بهتر اين نبود كه از حسين و خويشانش در گذرى همين طور كه وصى پيامبر پدرش از پدران شما در گذشت ،
75 - روز طف ( در كربلا ) هى دست بخونشان نمىآلود چنانچه جدش چنين كرد روز فتح مكه با اجداد آزاد شده گان تو ،
76 - آيا دستى كه از كنيزان شما غنيمت گرفت مانند دست شما است كه حرمسرايان با كرامت حسين عليه السلام را به غنيمت برد ،
77 - آيا كنيزان شما در فتح مكه بدون معجر شدند مانند زنان آنحضرت در روز طفوف ( كربلا ) ،
78 - اى امتى كه بقتل هدايت كننده گانش بازگشت ، آيا كسى شما را به كشتن آنان راهنمائى كرد ،
79 - يا كدام شيطان شما را به پرتگاه بد كارى فرستاد تا اينكه گمراه شديد و ريسمان عقل شما را از هم گسيخت ،
80 - بد جزائى به احمد ( پيامبر گرامى ) داديد درباره خاندانش در روز طف ،
81 - اگر خوشنود شدى به خدعه اى كه پنهان كرده در كشتن حسين هر آينه گيجى تو را فرا گرفته است ،
82 - در غنيمت گرفتن تو ملك و زعامت فرزند فاطمه را ، تو را كفايت نمىكند اگر روزى كفايت كننده بود ،
83 - درد و آه بر جسمى كه در صحرا افكنده شده و تيزى شمشيرهاى شما آن را اين رو و آن رو مىكند .
84 - دردا بر آن گونههاى خون آلودى كه سفهاى شما آن را پاره
الغدير ( فارسي ) — صفحة 369
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٦٩