تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
مىكنند ، 85 - دردا بر آل تو اى پيامبر خدا كه در دست طغات گرفتار و گريه و زارى مىكنند ، 86 - بعضى ندبه مىكنند و بعضى بيمناك و در اسارت هر معاند گنهكارى بسر مىبرند ، 87 - به خدا سوگند اى زينب تو را فراموش نمىكنم در حالتى كه دشمنان گوشهء دامنت را به طرف خود مىكشند ، 88 - فراموش نمىكنم به خدا سوگند صورتت را كه دستت با آستين آن را پوشاند ، 89 - هنگامى كه خواستند تو را به اسارت بگيرند پدرت را خواندى و پس از او برادرت را ، 90 - دردا براى زارى كردن تو به جهت برادرت در حالتى كه اعضايش مجروح و در حال جان كندن تو را مىديد ، 91 - او را مىخواندى از درد و بيچارگى و چقدر به روى سخت گذشت كه نمىتوانست تو را پاسخ گويد ، 92 - به خدا سوگند اگر پيامبر اكرم و پدرت در عرصه كربلا روزى تو را مىديدند ، 93 - تو را هتك نمىتوانستند بكنند و ريسمانهاى خيمه تو را نمىتوانستند پاره كنند ، 94 - اى ديده اگر اشك مىريزى گريه ات براى سبط پيامبر باشد ، 95 - از براى كشته شده كه ظلم به دو شده گريه كن آنكه براى او ملائكها در افلاك گريستند ، 96 - سوگند ياد كردى اى نفس حسين كه در هنگام امتحان بلا