مىكنند ،
85 - دردا بر آل تو اى پيامبر خدا كه در دست طغات گرفتار و گريه و زارى مىكنند ،
86 - بعضى ندبه مىكنند و بعضى بيمناك و در اسارت هر معاند گنهكارى بسر مىبرند ،
87 - به خدا سوگند اى زينب تو را فراموش نمىكنم در حالتى كه دشمنان گوشهء دامنت را به طرف خود مىكشند ،
88 - فراموش نمىكنم به خدا سوگند صورتت را كه دستت با آستين آن را پوشاند ،
89 - هنگامى كه خواستند تو را به اسارت بگيرند پدرت را خواندى و پس از او برادرت را ،
90 - دردا براى زارى كردن تو به جهت برادرت در حالتى كه اعضايش مجروح و در حال جان كندن تو را مىديد ،
91 - او را مىخواندى از درد و بيچارگى و چقدر به روى سخت گذشت كه نمىتوانست تو را پاسخ گويد ،
92 - به خدا سوگند اگر پيامبر اكرم و پدرت در عرصه كربلا روزى تو را مىديدند ،
93 - تو را هتك نمىتوانستند بكنند و ريسمانهاى خيمه تو را نمىتوانستند پاره كنند ،
94 - اى ديده اگر اشك مىريزى گريه ات براى سبط پيامبر باشد ،
95 - از براى كشته شده كه ظلم به دو شده گريه كن آنكه براى او ملائكها در افلاك گريستند ،
96 - سوگند ياد كردى اى نفس حسين كه در هنگام امتحان بلا
الغدير ( فارسي ) — صفحة 370
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٧٠