پاى از حد خود فراتر گذاشتيد ،
62 - فرزند احمد ( پيامبر ) را از ارثش ، كنار زديد و به شوهرش بسيار آزار داديد ،
63 - اى فرزند پيامبر راهنما سوگند به حق كسى كه تو را برترى داد و نامت را مقدس قرار داد ،
64 - از آتش جهنم رهائى ندارد كسى كه با تو ستيزه گى كند و تو را از ارث پدرت جدا سازد ،
65 - آيا مىبخشد خدا گناه كسى را كه تو را از حقت دور كرد و پدرت را آزرد ،
66 - نه ، و به سعادت نمىرسد كسى كه گمراه شد و از تو روى برگرداند و به ريسمان دشمنى تو چنگ زد ،
67 - اى تيم ( خويشان ابى بكر ) تو بسعادت نرسى و تو را بسوى شقاوت فرا خواند شقاوتت ،
68 - اگر تو نبودى گوسالههاى بنى اميه دست رسى نداشتند به عترت حضرت پيامبر ،
69 - به خدا سوگند به سعادت نرسيدى بلكه تو را در آتش جهنم افكند هوىپرستى تو ،
70 - تو لباس خلافت را از خود دور مىكنى و حال آنكه آن را به ديگرى مىدهى ، آيا چنين كسى در ادعاى خود راست گفته است ،
71 - و بدرستى كه تو اى عدى ( خويشان عمر ) دشمنى شما بيشتر است ، و به خدا سوگند با نفاق كسى هم پيمان نشد مگر شما ،
72 - نباشد روزى كه تو باشى و نه ساعتى كه نفيل ( جد عمر ) ختم صهاك ( مادر پدر عمر ) گشود و مهر او را شكست ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 368
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٦٨