كافيست آنچه در سوره هل اتى آمد از توصيف شما و نيز در سوره اعراف و طور براى عارفين آن ،
در اين موقع خواستم كه نشان بدهم جمال قشنگ و زيباى شما را و آيا محصور ميتواند بپايان رساند صفات بيشمار آن را ،
‹ 90 › تنگى مىكند بسبب شما از جهت ذرع ميزان وزنهاى شعرى و حسد ميورزد بشما از جهت بخل پهناى درياهاى آن ،
تقديم كردم بشما سپاس خود را و ضررى ندارد بناقد مدح پيشكشى و هديه اى از سپاسگذار آن ،
شفاعت كنيد لغزشهاى مرا روزيكه در آن خوشى نيست هر گاه گفته شود كه براى لغزش و گناه او شفاعتى نشد ،
براى من گناهانى است كه از ترس فاش شدن آن بر بيم و هراس ميخوابم و ميترسم عذاب قيامت آن را ،
پس مرا مالك دوزخ در روز قيامت مالك نيست هر گاه شما سپرى براى من از آتش آن باشيد ،
‹ 95 › و من براستيكه مشتاق هستم بنور تابنده اى كه برق طلوع آن روشن كند تاريكى گناهان را ،
ظهور برادر عادلى را كه نشانه اش طلوع آفتاب از مغربست كه براى معجزه بودن ظهور او ظاهر مىشود ،
كى مىشود كه خدا جمع كند پراكنده گىها را و جبران كند دلهائى را كه جابرى براى شكست آن نيست ،
چه وقت ظاهر مىشود ( مهدى ( ع ) ) از خاندان هاشم بر روشيكه باقى نماند جز روش آئين او ،
كى ميرسد پرچمها از مكه معظمه و مرا ميخنداند از خوشحالى و
الغدير ( فارسي ) — صفحة 361
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٦١