گواهى مىدهند آنچه را چشمانت انجام داده است ،
16 - از خون او انگشتان خود را آلوده اى و همين بس كه دستهايت به اين امر شهادت مىدهند ،
17 - تو را از شير ، شيران بيشه اش نگاه داشته و نگاههاى تو ، تو را از شيران اطرافت حمايت كردهاند ،
18 - تو را از ديدگان من پنهان نمودند ولى چقدر از قلب من نزديك و چه اندازه دورى ،
19 - بخل ورزيد ديدگانم از اينكه تو را در خواب به بينم ، تو دور نبودى بلكه ديدگان تو را دور ديده است ،
20 - آرزو دارم كه در عالم خيال تو را به بينم هنگامى كه نميتوانم در عالم واقع به ديدارت نائل گردم ،
21 - از خاك جامعين ( حله ) دور شدم در حالتى كه درد عشق نيكو نبود و گوشهء ابرها گريان نبودند ،
22 - نه ، پارچههاى كلهها بدست ابرهاى پر بار بافته نمىشود و كبوترها هم دردى نمىكنند ،
23 - با قافله اى وداع گفتم و حال آنكه چقدر دور شده گريان بوده و همراهى كنندگان خود را به حال گريه كنندگان در مىآوردند ،
24 - از براى فراق شما هر دورى گريه مىكرد و ديده گان آنها كه شكايت نزد آنها برده شده از براى شكايت كنندگان اشكريزان است ،
25 - ما و تو از فراق دور بوديم تا اينكه روزگار ما و تو را عمدا به تير جفانشان كرد ،
26 - و همچنين گذشتگان به دنياى خود اطمينان داشتند و
الغدير ( فارسي ) — صفحة 364
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٦٤