تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
گواهى مىدهند آنچه را چشمانت انجام داده است ، 16 - از خون او انگشتان خود را آلوده اى و همين بس كه دستهايت به اين امر شهادت مىدهند ، 17 - تو را از شير ، شيران بيشه اش نگاه داشته و نگاه‌هاى تو ، تو را از شيران اطرافت حمايت كرده‌اند ، 18 - تو را از ديدگان من پنهان نمودند ولى چقدر از قلب من نزديك و چه اندازه دورى ، 19 - بخل ورزيد ديدگانم از اينكه تو را در خواب به بينم ، تو دور نبودى بلكه ديدگان تو را دور ديده است ، 20 - آرزو دارم كه در عالم خيال تو را به بينم هنگامى كه نميتوانم در عالم واقع به ديدارت نائل گردم ، 21 - از خاك جامعين ( حله ) دور شدم در حالتى كه درد عشق نيكو نبود و گوشهء ابرها گريان نبودند ، 22 - نه ، پارچه‌هاى كله‌ها بدست ابرهاى پر بار بافته نمىشود و كبوترها هم دردى نمىكنند ، 23 - با قافله اى وداع گفتم و حال آنكه چقدر دور شده گريان بوده و همراهى كنندگان خود را به حال گريه كنندگان در مىآوردند ، 24 - از براى فراق شما هر دورى گريه مىكرد و ديده گان آنها كه شكايت نزد آنها برده شده از براى شكايت كنندگان اشكريزان است ، 25 - ما و تو از فراق دور بوديم تا اينكه روزگار ما و تو را عمدا به تير جفانشان كرد ، 26 - و همچنين گذشتگان به دنياى خود اطمينان داشتند و