تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
اگر نبود رحمتى از نگه دارنده آن ، و گذشت بر ايشان باد تندى كه بچشاند ايشانرا تلخى عذاب هلاك كننده اى به بوزيدن آن ، افسوس خوردم كه دوستى خالص را منع كردند از آب و نوزيد بر ايشان باديكه ريشه آنها را بوزيدنش قطع كند ، ‹ 55 › و عجيبتر اينكه وقتى بلند شد صداى آقاى آن براى تكبير گفتن آن در قتل او براى بزرگى آن ، پس ايكاش براى تو چشمى بود كه اشكش نميخشكيد و آتشى بود كه سوزش شعله آن دل را آب ميكرد ، بر مثل اين مصيبت گريه نيكوست و مىكند از ما سرور و خوشى جانهاى ما را ، آيا كشته شود بهترين انسانها از جهت مادر و پدر و شريفترين خلق خدا و فرزند پيامبر آن ، و منع مىشود از آب فرات و حال آنكه از آن استفاده ميكنند وحشيان صحرا و سيراب ميشوند از آب فراوان آن ، ‹ 60 › بزرگ ميدارم ( حسين را ) كه شخص او مثله شود ( قطعه قطعه شود ) بطوريكه شايسته و سزاوار آن نبود ، سر مباركش را بر سر نيزه‌ها سنان ( بن انس ) ميگردانيد آيا بريده نباد دست گرداننده آن ، و آوردند زين العابدين را در حالى كه اسير و بسته بزنجير بود بدان كه جانم فداى آن اسير باد ، ميكشيدند او را در حال ذلَّت كه بسته بزنجيرها بود برابر ناسپاسترين خلق خدا و پسر كافرترين آنان ،