4 - تو بهر عضوى ديدهء عشق دوخته و از براى رسيدن به آرزوهايت تو را به تعويق مىاندازد ،
5 - چقدر ديده به طرف گذشتهها برگرداندى كه نتوانستند دردت را درمان كنند ،
6 - خواستى گلى بچينى ولى گلى چيدى كه نابود كننده بود و در مقابل شفاى تو قوى از بين رفت ،
7 - اى پرى رو شمشيرت از نيام بيرون نيامد مگر از چشمان چون آهوانت كه بر وى من كشيده شد ،
8 - قلبم را در راه تو آهوان چند قطعه نمودند چنان كه دلها كور شوند با نگاههاى كشنده آن ،
9 - مانند ماه شبانگاه ميدرخشد و بچه آهوان را مينگرد و با ناز و كرشمه در پناه تو برقص در مىآيد ،
10 - آفتابى كه در دلها جاىگزين شد و به آنها عوض افلاك انس گرفته است ،
11 - در دلها قرار گرفته و حال آنكه آرامش وى حركت مىباشد و بدنها ضعيف شد و نمىتوانند حركت كنند ،
12 - از طرف پدر منتسب به بنى اسد مىباشد ولى دائىهايش به فرزندان تركها نسبت داده ميشوند ،
13 - اى بلند پايه حسب و نسب آيا ممكن است ديدارى دست دهد تا عافيت يابد از درد قلب پر دردت ،
14 - اى آهوى بابل چه ضررى براى تو دارد كه نيكو كاريت مانند نيك روئيت شود ،
15 - آ يا انكار مىكنى كه عاشقى را كشته اى و حال اينكه گونه هايت
الغدير ( فارسي ) — صفحة 363
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٦٣