و يزيد شام ميكرد در حالى كه در لباسهاى حريرش ميخراميد و شام ميكرد حسين در حالى كه برهنه در روى زمين داغ افتاده بود ،
‹ 65 › و خانه اولاد صخرين حرب مانوس و آباد بود بسرايندگى رقاصهها و شرابخور ،
همواره بر صداى تبه كاران زنان بى عفّتى بود كه سرگرم بودند بخواننده گى و نوازنده گى ،
و خانه على و زهراء و پيامبر و شبّر ( آن حضرت حسن ) و شبير ( آن حضرت حسين ) مولاى جهانيان ،
و خانهها و دورنماها گريه ميكرد بر علماء و صاحبانش و زائر آن ميگريست براى نبود مزورش ،
منازل وحى خالى شده بود از بزرگان آن و بوحشتش گريه ميگرد براى نبود بزرگان آن ،
‹ 70 › همواره اهل آن منازل روزه داشتند و افطارشان تلاوت قرآن و سحورشان تسبيح و ذكر خدا بود ،
وقتى تاريكى شب فرا ميرسيد نمازشان آن را زينت ميداد نمازى كه عدد كمش بشمارش نميآمد ،
بايست تا سئوال كنيم خانه اى را كه اركان و نشانههاى آن را بليّات ويران كرده بعد از درس گفتن زبور آن ،
چه وقت غروب كرد خورشيدهاى روز آن و افق آن را تاريك كرد تاريك شدنى از ماههاى تمام آن ،
‹ 75 › ماه هائى در زمين كربلا بود كه مرگ دور آنها گرديده و آنها را از روى زمين بقبرهايشان فرود آورد ،
لاشخورهاى بزرگ شكننده ايكه دنبال ميكردند پرنده هائى را كه
الغدير ( فارسي ) — صفحة 359
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٥٩