كند در پرواز بوده و از آشيانه هايشان دور مانده بودند ،
تشنه از دنيا رفت و آب موج ميزد پس راهى به آن پيدا نكرد مگر خون گلويشان ،
برهنگانى كه وحشت آنها را برهنه كرده و روى زمين داغ انداخته پس چشانيد بايشان شدت گرما را ،
نوحه ميكرد بر آنها حيوانات وحشى از طول وحشت و ناله ميكرد بر آنها جغدها در اوّل روزشان ،
‹ 80 › به زودى ( تيم ) و ( عدى ) از آنها پرسيده ميشوند از بزرگان آنان چون ابو بكر و عمر آنچه را كه تاكيد براى پسينشان نمودند ،
و سئوال مىشود از ظلميكه بوصى و آل پيامبر نمود راهنماء گمراهان قوم از راه جويان آن ،
و جارى نساخت در روز عاشوراء ستم بنى اميه را بر سبط ( نوه پيامبر ) مگر جرئت فرزند مزدور آن ( يزيد بن معاويه ) ،
لباس خلافت را از روى ستم در بر كرد پس از پى آمد ظلم او كه دنبال كرد ظلمى در دلهاى خر صفتان ،
پس اى روز عاشوراء بسست تو را كه تو روز نامباركى هستى هر چند كه طول بكشد مدتى از روزگار آن ،
‹ 85 › هر آينه تو و اگر چه مرتكب شدى بزرگترين مصيبت را ولى پيش من مشهورترين ماهى هستى از ماهها از جهت بدعت ،
پس مصائب دنيا هر چند كه بزرگ باشد بده يك از مصائب تو شباهت ندارد ،
بنا گذارد وحى از بعد خبر دان خدا بمدح شما مدح و تعريفى را براى آگاه آن ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 360
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٦٠